احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٥ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
گذشت در قرآن داستان عجيب آنها. و در اين آيه وعدهاى است براى پيامبر ٦ و تهديدى است براى آنها شبيه جريانهائى كه براى گذشتگان اتفاق افتاده وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً يعنى قرار دادهاند از بندگانش براى او فرزند. گفتهاند ملائكه فرزند خدايند اين كه فرزند را جزء ناميده چون فرزند پاره تن والد است. كه اين مطلب دليل است بر محال بودن نسبت فرزند به خداى يكتا دادن.
وَ هُوَ كَظِيمٌ دلش پر از ناراحتى است أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ يعنى يا براى خدا قرار دادهاند وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً اين كفر ديگرى است كه آنها را خداوند سرزنش مىكند كه بهترين بندگانش و كاملترين آنها يعنى ملائكه را به صورت ناقصترين و بىارزشترين آنها درآورند أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ در موقع آفرينش آنها حضور داشتند كه خداوند ملائكه را زن آفريده زيرا ادعاى چنين چيزى با مشاهده صحيح است.
كِتاباً مِنْ قَبْلِهِ يعنى كتابى قبل از قرآن قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ يعنى آيا باز پيرو پدران خود هستيد اگر من دينى براى شما بياورم كه بهتر از راه پدرانتان باشد. اين آيه حكايت از يك جريان گذشتهاى مىكند. كه به پيامبر خودشان چنين فرمود يا خطاب به پيامبر ما است ٦.
دليل وجه اول اينست كه ابن عامر و حفص چنين قرائت كردهاند آيه قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ يعنى اگر چه بهتر باشد ما نمىپذيريم تا پيامبر خود را مايوس كنند از تفكر و انديشه در اين مورد بَلْ مَتَّعْتُ هؤُلاءِ ما بهرهمند كرديم معاصرين پيامبر خود را از قريش «وَ آباءَهُمْ» به عمرهاى طولانى و نعمت مغرور شدند به اين و غرق در شهوترانى شدند.
مرحوم طبرسى در آيه وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ مىنويسد: منظورشان از دو قريه مكه و طائف است و آن دو مرد يكى وليد بن مغيره از مكه و عروه بن مسعود ثقفى از طائف است بعضى گفتهاند عتبه بن ربيعه از مكه و ابن عبد يا ليل از طائف. و وليد بن مغيره از مكه و حبيب بن عمر و ثقفى از طائف از ابن عباس نقل شده زيرا اين دو مرد خيلى متشخص بودند در بين مردم و بسيار ثروتمند آنها چنين گمان مىكردند هر كس داراى ثروت و شخصيت باشد شايستهتر است به نبوت خداوند بر رد آنها مىفرمايد أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ آيا آنها نبوت را بين بندگان خدا تقسيم مىكنند سپس مىفرمايد