احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٥ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
قرآن بر غير عرب زبان بيشتر موجب اعجاز بود و يا منظور اينست كه قرآن به زبان غير عربى نازل مىكرديم فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ بيشتر دشمنى مىورزيدند و استكبار مىنمودند بواسطه ندانستن و تنفرى كه از پيروى عجم داشتند «كَذلِكَ سَلَكْناهُ» يعنى چنين داخل كرديم قرآن را.
«وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ» يعنى هرگز قرآن را شياطين بر او نازل نكردهاند چنانچه شما مدعى هستيد «وَ ما يَنْبَغِي لَهُمْ» آنها نمىتوانند چنين كارى بكنند قدرت ندارند و نمىتوانند استماع وحى بكنند چون بوسيله تير شهاب ممنوع مىشوند وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ منظور اينست كه هر چه نزديكتر به پيامبر اكرم ٦ باشند انذار آنها اهميت بيشترى دارد روايت شده است وقتى اين آيه نازل شد. پيامبر اكرم ٦ بر فراز كوه صفا رفت و آنها را يكايك صدا زد تا جمع شدند، آنگاه فرمود اگر به شما اطلاع دهم كه دامنه اين كوه را سپاهى گران فرا گرفته شما تصديق گفتار مرا مىنمائيد و سخنم را مىپذيريد؟ گفتند آرى.
فرمود اينك شما را مىترسانم از عذاب شديدى كه در انتظار شما است.
وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ يعنى با آنها به نرمى رفتار كن اين كلمه از پائين آوردن پرنده پر خويش را براى فرود آمدن استعاره آورده شده. الَّذِي يَراكَ حِينَ تَقُومُ خدائى كه تو را مىبيند هنگام قيام براى نافله شب وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ و رفت و آمد كردنت را براى خبرگيرى از عبادتكنندگان، چنانچه روايت شده كه وقتى وجوب نماز شب از ايشان برداشته شد. آن شب را به گردش اطراف خانههاى اصحاب پرداخت تا ببيند چه مىكنند. چون خيلى علاقه به طاعت و بندگى آنها داشت. از درون خانههاى آنها صداهائى شبيه كندوى زنبوران شنيد از صداى زمزمه مناجات و تلاوت قرآن ايشان.
يا منظور تصرف در بين نمازگزاران است به قيام و ركوع و سجود و قعود هنگام امامت بر آنها.
تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ چون در آيات قبل تذكر داده شد كه قرآن را هرگز شياطين نمىتوانند نازل كنند همين مطلب را باز تاكيد مىنمايد به اين صورت كه جايز نيست شياطين بر حضرت محمد ٦ نازل شوند. به دو دليل:
١- زيرا آنها بر اشخاص شرور و دروغ پرداز و گناهكار نازل مىشوند چون همبستگى