احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
مختلف نصارى اين دشمنى را انداختيم زيرا اعتقادات مختلفى در دين دارند توضيح اينكه نسطوريه مىگويند عيسى ابن الله است و يعقوبيها معتقدند خدا همان مسيح است و الملكانيه كه همان روميها هستند مىگويند خدا سومين سه خدا است الله، عيسى، مريم.
در باره آيه نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ مىنويسد: گفتهاند يهوديان مدعى هستند ما در مقام قرب به خدا مانند فرزند هستيم نسبت به پدر و نصرانيان همان طور كه مىگويند عيسى مسيح فرزند خدا است خويشتن را هم فرزندان و دوستان خدا مىدانند چون سخن عيسى را در انجيل كه گفت: «ميروم پيش پدر خودم و شما» بهمين صورت تفسير كردهاند بعضى گفتهاند گروهى از يهودان مانند كعب ابن اشرف و كعب ابن اسيد و زيد بن التابوه و ديگران هنگامى كه پيامبر اكرم ٦ آنها را از كيفر و عذاب خداوند بر حذر مىداشت به آن جناب عرض كردند ما را نترسان ما فرزندان و دوستان خدا هستيم اگر هم بر ما خشم بگيرد مانند خشمى است كه پدر به فرزندش مىگيرد منظورشان اين بود كه بزودى از ما راضى خواهد شد از ابن عباس نقل شده.
گفته شده وقتى گروهى مدعى شدند عيسى مسيح فرزند خدا است همين مقام را براى همه جارى دانستند چنانچه عربها مىگويند: قبيله هذيل شاعرانند. منظورشان اينست كه در ميان اين قبيله شاعرانى وجود دارد.
«و قال سبحانه»: وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ* وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَكَفَّرْنا عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ* وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ ٦٤- ٦٦.
در باره آيه قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ مينوسد: يعنى دستهاى خدا بسته است و از دادن روزى امتناع دارد و نسبت بخل دادهاند به خدا. ابن عباس و ديگران گفتهاند: خداوند بيهودان گسترش مالى عنايت كرد بطورى كه ثروتمندترين مردم شدند وقتى در مورد