احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٤ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
پنهان در نور خورشيد وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ قسم به شب زمانى كه با تاريكى خود روى آورد يا برود وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ و قسم به صبح وقتى بردمد إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ قرآن سخن پيكى با شخصيت است يعنى جبرئيل (مَكِينٍ) داراى مقام «مُطاعٍ» ملائكه از او پيروى مىكنند و «ثَمَّ أَمِينٍ» و امين بر وحى است «ثَمَّ» ممكن است متصل به ما قبل يا ما بعد باشد «لَقَدْ رَآهُ» يعنى پيامبر اكرم ٦ جبرئيل را ديد «بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ» مشرق اعلى و ما هو محمد ٦ نيست «عَلَى الْغَيْبِ» بر غيب آنچه توسط وحى مطلع مىشود يا ساير غيوب متهم. نافع و عاصم و حمزه و ابن عامر «بِضَنِينٍ» با ضاد خواندهاند يعنى بخيل نيست يعنى از تبليغ و تعليم خوددار نيست وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ اين سخنان شيطانها نيست كه استراق سمع كرده باشند و اين رد مىكند گفتار آنها را كه مىگفتند كهانت و سحر است فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ نسبت به گمراهى دادن راهى را كه مىپيمايند در امر پيامبر و قرآن مثل تو كه مىگوئى به كسى كه منحرف شده كجا مىروى.
ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ يعنى اى انسان چه چيز تو را جرى كرده بر مخالفت با خداى كريمت الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ آن خدائى كه تو را متناسب و به اندازه لازم افراشته و نيروهاى لازم را در اختيارت گذاشته فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ يعنى تو را تركيب نمود به هر صورتى كه خواست (ما) زائد است.
فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ قرمزى است كه در افق مغرب ديده مىشود وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ و شب و آنچه جمع كرده آن را و پوشانده از چهارپايان و چيزهاى ديگر. وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ قسم به ماه زمانى كه جمع مىشود و تمام گردد و بدر شود لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ يعنى حالى بعد از حالى ديگر مطابق آن در شدت يا مراتب شدت و گرفتارى بعد از مراتب ديگر كه منظور مرگ و بيم و ترسهاى قيامت است يا اهوال قيامت و ما قبل آن از گرفتاريها بنا بر اينكه جمع طبقه باشد لا يَسْجُدُونَ يعنى خاضع نمىشوند يا اينكه براى آيه سجده به سجده نمىافتند.
(بِما يُوعُونَ) يعنى آنچه در دل از كفر و دشمنى پنهان مىكنند غَيْرُ مَمْنُونٍ يعنى قطع نشدنى يا منت نهاده شده به آن نعمت بر آنها.
الطارق «٨٦»: وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ* وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ* إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ* وَ ما هُوَ