احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٤ - بخش اول احتجاجى كه پيامبر اكرم
ديگرى دارد چگونه اين جهان پديدار گشته از امتزاج دو چيزى كه محال است با هم اختلاط و امتزاج يابند چنين نيست. اين دو (نور و ظلمت) نيز مخلوق و آفريده شده هستند گفتند در اين باره انديشه خواهيم كرد.
در اين موقع پيامبر اكرم رو به جانب مشركين عرب نمود فرمود شما چرا به پرستش بتها در مقابل خداى يكتا اشتغال ورزيدهايد گفتند ما با پرستش آنها به خدا نزديك مىشويم فرمود آيا بتها شنوايند و مطيع پروردگار خود هستند و او را مىپرستند تا با پرستش آنها مقرب درگاه خدا شويد، گفتند نه.
فرمود پس شما با دست خود آنها را تراشيدهايد اگر مىتوانستند عبادت كنند بايد آنها شما را مىپرستيدند نه شما آنها را بپرستيد در صورتى كه خداى عارف به مصالح و عواقب امور و حكيم و دانا در امر و نهى به شما دستور در مورد عبادت آنها نداده است. سخن پيامبر اكرم كه به اينجا رسيد اختلاف بين آنها پيدا شد بعضى گفتند خداوند حلول كرده در قيافه اين مردان ما مجسمه آنها را ساختهايم و آنها را مقدس مىشماريم چون خداوند در آنها حلول نموده.
گروه ديگر مدعى شدند كه اين مجسمهها صورت اشخاصى است كه قبلا زندگى مىكردهاند و مطيع و فرمانبردار خدا بودهاند ما مجسمه آنها را ساختهايم به همين جهت آنها را گرامى مىداريم.
دسته ديگرى گفتند وقتى خداوند آدم را آفريد و به ملائكه دستور داد براى او سجده كنند ما شايستهتريم از ملائكه به سجده نمودن چون آن موقعيت را درك نكرديم مجسمهاى ساختيم و آن مجسمه را سجده مىكنيم بواسطه تقرب به خدا چنانچه ملائكه با همين سجده تقرب جستند همان طورى كه شما نيز به خيال خود سجده مىكنيد در جهت مكه پس در اين شهر با دست خود محراب مىسازيد و به جانب كعبه سجده مىكنيد با اينكه قصد شما كعبه است نه آن محرابها و از كعبه منظورتان خدا است نه خود كعبه.
فرمود اشتباه كردهايد و گمراه گشتهايد اما شما كه مىگوئيد خداوند در پيكر مردانى حلول كرده كه شما صورتها و مجسمه آنها را تراشيدهايد و آنها را مىپرستيد بواسطه حلول خدا در آنها صفت مخلوقات را به خدا دادهايد آيا جايز است خدا در چيزى حلول كند وارد