احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
بعضى نيز گفتهاند معنى اين كلمه در نزد آنها اين بود كه گوش كن نخواهى شنيد و معنى انْظُرْنا يعنى بگذار بفهميم يا بما بفهمان و يا توجه كن بما.
در باره آيه أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ مىنويسد: در باره سبب نزول اين آيه اختلاف شده است.
ابن عباس مىگويد: رافع بن حرمله و وهب بن زيد به پيامبر اكرم ٦ عرض كردند براى ما كتابى از آسمان بياور تا آن را بخوانيم و رودها و نهرها جارى نما تا پيرو تو شويم و تصديقت كنيم. خداوند اين آيه را نازل كرد «كه مىخواهيد از پيامبرتان همان چيزهائى را درخواست كه از موسى (ع) درخواست مىكردند».
حسن از مفسرين قرآن مىگويد منظور مشركين عرب هستند كه قرآن خود شاهد است چنين درخواستى را نمودند لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا به تو ايمان نمىآوريم مگر چشمه سارى براى ما بوجود آورى.
سدى ديگرى از مفسرين مىگويد: اعراب درخواست مىكردند كه پيامبر اكرم خداوند را آشكارا به آنها نشان بدهد.
مجاهد مىگويد: قريش مىگفتند كوه صفا را براى ما به صورت طلا درآور فرمود آرى در آن صورت مانند مائدهاى خواهد شد كه عيسى براى پيروان خود نازل كرد. آنها برگشتند (و دنباله تقاضاى خود را نگرفتند).
جبائى ديگرى از مفسران مىگويد: روايت شده كه گروهى از پيامبر ٦ تقاضا كردند درختى را براى آنها تعيين كند كه به آن درخت نذر و نياز ببندند چنانچه مشركين درختهاى متعددى براى اين كار داشتند و آن درختها را مىپرستيدند و خرما و خوراكيهاى ديگر بر آن مىآويختند همان طورى كه قوم موسى (ع) از او درخواست مىكردند كه براى ما نيز يك خدا قرار بده همان طورى كه بت پرستان خدايان فراوانى دارند در باره آيه وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مىنويسد: اين آيه در باره حى بن اخطب و برادرش ابو ياسر فرزند اخطب نازل شد كه وقتى پيامبر به مدينه آمد خدمت آن جناب رسيدند و از نزديك ايشان را مورد مطالعه قرار دادند پس از خارج شدن از خدمت پيامبر يك نفر به حى بن اخطب گفت آيا به عقيده تو او پيامبر است جواب داد همان پيامبر است. گفتند تو خود با او چگونه