احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٥ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ يعنى پاسخ به نداى تو كسانى مىدهند كه گوش مىدهند و مىانديشند زيرا كسى كه انديشه نكند و تدبر ننمايد مثل كسى است كه گوش نداده وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ مىفرمايد كسانى كه گوش نمىدهند و انديشه و تفكر نمىكنند مانند مردهها هستند آنها اجابت نخواهند كرد مگر در قيامت كه برانگيخته شوند.
وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ چرا يك نشانه و دليلى از جانب خدا بر او نرسيده منظور دلائلى مانند پيامبران پيشين مىخواستند از قبيل عصاى موسى و شتر ثمود وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ولى بيشتر آنها نمىدانند كه چنين آيات موجب بدبختى آنها مىشود وقتى ايمان نياورند و اطلاعى ندارند كه اين آيات و نشانهها به مصلحت آنها است.
در باره آيه هَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ يعنى هلاك شده فقط كسانى هستند كه كافر به خدايند و در زمين فتنه و فساد بر پا مىكنند زيرا اگر مؤمنى از دنيا رود يا بچهاى بميرد اين نوع آزمايش است كه خداوند در مقابل آن چندين برابر پاداش مىدهد كه اين گرفتارى در مقابل آن پاداش چيزى نخواهد بود.
در باره آيه هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ مىنويسد: يعنى آيا مساوى هستند كسانى كه عارف به خدا و دين اويند با كسانى كه جاهل و بىاطلاعند. كور را مثل براى نادانان و بينا را مثل براى عارف و دانا قرار داده در تفسير اهل بيت است كه آيا مساويست كسى كه مىداند با كسى كه نمىداند.
در باره آيه يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ مىنويسد: يعنى مؤمنين از هول و هراس قيامت بيمناكند، بعضى گفته «يخافون» يعنى «يعلمون» مىدانند كه محشور مىشوند امام صادق (ع) فرمود بيدار و متوجه مىشود بوسيله قرآن كسى كه اميدوار است به پيشگاه پروردگار خود مىرود بواسطه علاقه و عشقى كه به پاداش او دارد همانا قرآن واسطه و شفيع براى مردم است.
در باره آيه ما تَسْتَعْجِلُونَ شما عجله مىكنيد در مورد آن مىنويسد: يعنى در مورد عذابى كه درخواست مىنمائيد كه مىگوئيد يا محمد بگو خدا آن عذابى را كه وعده داده بفرستد، بعضى گفتهاند منظور دلائلى است كه آنها پيشنهاد مىكردند پيامبر بياورد خداوند اعلام مىكند كه آن دلائل در نزد خدا هست.