احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٦ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
داده باشد و ما خود آن نامه را بخوانيم.
قُلْ سُبْحانَ رَبِّي بگو منزه است خدا از هر كار ناپسند در اين آيات جواب آنها چنين داده شده كه معجزات را به انتخاب خودتان قرار دادهايد با اينكه مربوط به خداست او از تدبير جهان مطلع است و مىداند چه كار به مصلحت است راهى براى شما متصور نيست كه از من بخواهيد بعضى گفتهاند او بزرگتر است از اينكه بندگانش برايش تكليف تعيين كنند چون بندگان بايد مطيع او باشند.
گفتهاند: وقتى اعراب گفتند يا به آسمان بالا روى و خدا و ملائكه را بياورى از گفته آنها معلوم مىشد كه معتقد به جسم بودن خدايند به همين جهت خداوند مىفرمايد: قُلْ سُبْحانَ رَبِّي بگو خدا منزه است از اينكه داراى صفت اجسام باشد تا مشاهده شود و پائين بيايد.
بعضى نيز مىگويند خدا منزه است از اينكه معجزات را به درخواست اشخاصى بياورد و تابع آنها باشد.
هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا يعنى اين كارها از يك انسان ساخته نيست من نمىتوانم چنين كارهائى را انجام دهم قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ بگو اگر در زمين ملائكهاى ساكن بودند و وطن گرفته بودند لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا ما براى آنها فرشتهاى را از آسمان به عنوان پيامبر مىفرستاديم.
بعضى گفتهاند منظور از (مُطْمَئِنِّينَ) يعنى دل به دنيا و لذتهاى آن بسته بودند و پيرو دينى نبودند. برخى چنين معنى كردهاند: اگر ساكنان زمين فرشته بودند ما پيامبرى را از جنس فرشته براى آنها مىفرستاديم تا بهتر بفهمند.
در مورد آيه چنين نيز توجيه كردهاند. كه اعراب مىگفتند ما در جهان آسوده و راحت بوديم محمد ٦ آمد و ما را به تشويش و اضطراب انداخت خداوند مىفرمايد اگر مانند فرشته هم آسوده و راحت بوديد باز حكمت مقتضى بود كه برايتان پيامبر بفرستد. پس انسان اگر آسوده و راحت باشد مانع از ارسال پيامبران نخواهد شد چرا كه آنها نياز بيشترى به پيامبر دارند از ملائكه.
در باره آيه خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ مىنويسد: يعنى از ترس فقر و گرفتارى وَ كانَ الْإِنْسانُ