احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٨ - بخش دوم آنچه از معصومين
مىگويد در خواب مىبيند. بعضى گفتند بلكه دروغ مىگويد بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ بعضى گفتند او شاعرى است اگر راست مىگويد معجزهاى بياورد مانند پيامبران قبل. خداوند بر آنها رد مىكند. ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ مىفرمايد اينها چگونه ايمان خواهند آورد و حال اينكه ايمان نياوردند پيشينيان بوسيله معجزات تا هلاك شدند.
آيه فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ اهل ذكر آل محمدند ٦ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ چون خداوند به پيامبر ٦ اطلاع داد كه اهل بيت او چه خواهند ديد و كسانى كه ادعاى خلافت را مىنمايند. پيامبر اكرم ٦ غمگين شد. اين آيه را از همان جهت نازل نمود وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً يعنى آزمايش مىكنيم آنها را.
نشد باز در بارهاش تحقيق مىكنيم خداوند اين آيه را نازل كرد فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُ وَ ما لا يَنْفَعُهُ.
برگشت به شرك مىكند و غير خدا را مىخواند و غير از او را مىپرستد، بعضى از آنها مؤمن مىشوند و ايمان وارد قلبشان مىگردد و تصديق مىكند و آن شك و ترديد از ميان مىرود برخى هم بهمان حالت شك باقى مىمانند و بعضى نيز بر مىگردند به شرك.
اما اين آيه مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ ظن در قرآن به دو صورت آمده است ظن به معنى يقين و ظن به معنى شك اين ظن به معنى شك است يعنى هر كس گمان مىكند كه خدا در دنيا و آخرت به او ثواب مىدهد فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ يعنى بين خود و خدا دليلى قرار دهد علت اينكه سبب را در اين آيه دليل معنى كرديم اينست كه خداوند در سوره كهف مىفرمايد وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً فَأَتْبَعَ سَبَباً يعنى دليل ثُمَّ لْيَقْطَعْ يعنى بعد تمييز دهد و دليل بر اينكه ليقطع معنى تميز دهد مىشود اين آيه است وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً يعنى تمييز داديم آنها را پس معنى اين مىشود كه تشخيص دهد فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغِيظُ يعنى حيلهاش. دليل بر اينكه كيد به معنى حيله است اين آيه است كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ چنين حيله كرديم براى يوسف تا بتواند