احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٧ - بخش دوم احتجاج پيامبر اكرم
را نفرين كن تا هلاك شوند. امير المؤمنين (ع) آنها را نفرين نمود هر عضوى كه عليه آنها گواهى داده بود از هم پاشيد بطورى كه همان جا مردند.
گروهى از يهودان كه حضور داشتند گفتند چقدر تو قساوت دارى يا محمد همه اينها را كشتى. فرمود تو چقدر مهربان هستى نسبت به كسى كه مورد خشم خدا قرار گرفته اما اگر آنها از خدا درخواست مىكردند و او را قسم به محمد و على و آل آن دو مىدادند همان عملى را كه نسبت به گوساله پرستان انجام داد وقتى او را قسم به محمد و على و آل پاكش دادند انجام مىداد و به آنها به زبان موسى پيام داد كه اگر اين ادعا را بكنند براى كسى كه بايد كشته شود خداوند او را از كشته شدن نگه مىدارد به جهت عظمت مقام محمد و على و آل پاك آنها :.
٢٠- اختصاص- از ابن عباس نقل مىكند كه وقتى پيامبر اكرم را خداوند برانگيخت تا مردم را دعوت به شهادت «لا اله الا الله وحده لا شريك له» نمايد مردم به سرعت او را اجابت نمودند و پيامبر مردم را بر حذر داشت، جبرئيل به پيامبر گفت براى اهل كتاب يعنى يهود و نصارى نامهاى بنويسد و موضوع نامه را جبرئيل ديكته كرد بر پيامبر نويسنده پيامبر ٦ در آن روز سعد بن ابى وقاص بود نامهاى به يهودان خيبر نوشت.
بسم الله الرحمن الرحيم نامهايست از جانب محمد بن عبد الله پيامبر امى به سوى يهود خيبر اما بعد زمين متعلق به خدا است كه به هر كس از بندگان خود كه بخواهد مىسپارد و عاقبت نيكو اختصاص به پرهيزكاران دارد «و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم».
نامه را براى اهالى خيبر فرستاد. نامه را آوردند پيش رئيس خود عبد الله بن سلام نام داشت و گفتند اين نامه محمد است براى ما بخوان، نامه را خواند بعد از آنها پرسيد در اين نامه چه مشاهده مىكنيد.
گفتند علامتى را كه در تورات داريم در اين نامه مىيابيم اگر اين شخص همان محمدى است كه موسى و داود و عيسى : مژده او را دادهاند در آينده تورات تعطيل خواهد شد و آنچه قبلا بر ما حرام شده حلال مىنمايد اگر ما دين خود را داشته باشيم بر ايمان بهتر است.
عبد الله بن سلام گفت شما دنيا را بر آخرت برگزيديد و عذاب را بجاى رحمت انتخاب كرديد گفتند نه گفت چرا منادى خدا را پيروى نمىكنيد گفتند ما نمىدانيم آنچه مىگويد