عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٣ - انسان و هدايت
آرام شد؛ او را تعقيب كردم و به كلبهاى گلى در وسط مزرعه كه پر از كاه بود رسيدم.
گربه وارد كلبه شد و من هم دنبال او رفتم؛ ناگهان چشمم به چند بچه گربه افتاد كه هنوز چشم باز نكرده بودند، اطراف مادر را گرفتند و در آغوش او رفتند، چيزى از اين مسئله دستگيرم نشد. به خانه برگشتم تا فردا صبح شد، به ياد داستان ديروز افتادم، به خود گفتم: به كلبه سرى بزنم و احوال مادر و بچههاى او را بگيرم، شايد احتياجى به غذا داشته باشند، مقدارى غذا با خود بردم؛ وقتى به كلبه رسيدم، ديدم بچهها به سينه مادر چسبيدهاند و سينه خشك مادر را مىمكند در حالى كه مادر آنها مرده، بلافاصله سرپرستى بچهها را به عهده گرفتم و عهد كردم آنان را بزرگ كنم. گربه مادر يك روز قبل از مرگ، چگونه از كجا از تمام شدن عمرش خبردار شد؟ و چگونه براى ادامه حيات فرزندانش به اين فكر افتاد كه به دنبال سرپرستى گشته و بچههاى خود را به او بسپارد و سپس راه خانه كشاورز را از كجا پيدا كرد و چگونه او را به كلبه آورد؟ اين عمليات حيرتانگيز واقعا جوشش وجودى خود حيوان است؟ اين را مىتوان باور كرد؟ اين برنامههاى اعجابآور- به فرموده قرآن مجيد- جز هدايت حضرت حق چيز ديگرى هست؟!
انسان و هدايت
انسان در مسئله هدايت تكوين يا هدايت اجبارى با تمام موجودات عالم مشترك است، ولى با هدايت تشريع كه در رابطه با اختيار و آزادى اوست، از همه موجودات ممتاز است.
انسان كه بنا به فرموده قرآن مجيد، خليفه و جانشين خداست، بايد منبع تجلى اراده حق كه آزادى و اختيار است باشد، ورنه خليفه بودن او معنى ندارد.
همين آزادى در اراده و آزادى در اختيار است كه سبب شده لايق جانشينى