عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٥ - نعمت حيات
شده بود، تغذيه كردند و نسل حيوانات را بهوجود آوردند، در حالى كه اخلاف، سلولى ديگر را كه به صورت نبات درآمده بود رستنىهاى عالم را تشكيل داده و امروز همه مخلوقات زمينى را تغذيه مىنمايد.
آيا مىتوان باور كرد كه فقط بر حسب اتفاق، يك سلول منشأ حيات حيوانات و سلول ديگر ريشه و اصل نباتات گرديده است؟!
به قول الهى آن عارف وارسته:
در آيينه وجود موجودات، فقط او پيداست:
|
تو مهر و ماه بينى من رخ يار |
تو شام تار و من گيسوى دلدار |
|
|
تو گل بينى و من روى گل آرا |
تو سنبل من خم آن زلف طرار |
|
|
تو بينى روز و شب من روى و مويى |
كزان نقشى است روز و شب نمودار |
|
|
از آن شب نزد من باشد به از روز |
كه چون گيسوى يار آمد شب تار |
|
|
به عالم جز رخ زيباى دلبر |
نمىبينم به چشم دل پديدار[١] |
|
نكته جالب توجه، تعادل بسيار دقيق و عجيبى است كه بين حيات حيوانى و نباتى برقرار شده است.
تقسيم سلولها بين نبات و حيوان، يك موضوع بسيار عمده و اساسى براى اصل حيات است و بدون آن، ادامه حيات مقدور نمىشد، به اين معنى كه اگر حيات منحصر به حيوانات بود، اكسيژن زمين تماما مصرف مىشد و اگر منحصر به نبات بود همه اسيد كربونيك زمين به كار مىرفت و نتيجه اين قضيه، مرگ و تباهى هر دو طبقه از جانداران مىبود.
قبلا اشاره شد كه در آغاز پيدايش زمين، اكسيژن به صورت آزاد در هواى محيط
[١] -الهى قمشهاى.