عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٨ - ٧ - عجب
[والحياء منه]
هرگاه انسان به توفيق الهى آراسته به نور معرفت شود و از طريق اين معرفت كه از بهترين و پرمنفعتترين فيوضات الهى به انسان است، متصف به خلوص نيت گردد و باطن و ظاهر و سر و علانيهاش با خدا يكى شود، داراى حياى از خدا گردد و چون حيا در وجودش پرتو افكند، حق الهى را آنچنان كه بايد انجام خواهد داد و از كار مخالف رضاى او پرهيز خواهد كرد.
مگر با داشتن معرفت و نيت پاك و اقرار به تمام برنامههاى الهى مىتوان مرتكب گناه شد و مىتوان از حقوق الهيه چشم پوشيد؟
بعضى از فقها ارتكاب گناه را منافى ايمان دانسته و قايل به خلود فساق در عذاب جهنماند و عمده دليل آنان نبود معرفت در اهل گناه و در نتيجه نبود نيت خالص و در حقيقت نبود حيا و شرم از مولا در وجود آنان است. وقتى حيا نباشد، انسان چه گونه از معصيت كنارهگيرى كند؟ بهترين نيرويى كه آدمى را از گناه باز مىدارد، حيا است.