عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٣ - نعمت حيات
وصف ناكردنى به توالد و تناسل بپردازد و توليد مثل كند و تمام سطح زمين و گوشهها و زواياى آن را با هزاران نوع و شكل موجودات زنده انباشته كند.
علما درباره اين سلول زنده كه اساس و سرچشمه حيات است متفق القولند؛ ولى خود اين سلول، جهانى اعجابانگيز و دنيايى محير العقول است و در خود او حقيقتى است كه بنيان حيات بر آن استوار مىباشد.
آن چيزى است كه از خلقت زمين و سيارات حتى از همه كون و مكان به استثناى وجود مقدس حق كه خالق و آفريننده است بالاتر و مهمتر است!!
اين شىء مهم كه هستى عالم امكان، مديون آن است، ذره بسيار كوچك و نامرئى است به نام «پروتوپلاسم» يا جرثومه حيات كه جسمى نرم و شفاف است و قوه حركت دارد و از آفتاب كسب نيرو مىكند.
اين ذره به وسيله به كار بردن نور خورشيد، اسيد كربنيك هوا را تجزيه مىكند و ذرات آن را متلاشى مىسازد و ئيدروژن را از آب گرفته هيدروكربن مىسازد و به اين طريق مواد غذايى خود را از يكى از غامضترين تركيبات شيميايى عالم به دست مىآورد.
اين ذره يك سلولى و اين قطره شفاف بخار مانند، ماده اصلى حيات را به اذن حق در دل خود مىپروراند و قدرت آن را دارد كه خلقت حيات را به همه موجودات زنده اين عالم از خرد و كلان تفويض نمايد و هركس را به تشريف حيات آراست، محيط او را متناسب با شرايط دوام و زيست او نمايد، خواه در اعماق دريا باشد و خواه بر فراز آسمانها.
زمان و محيط، موجودات جاندار زمين را در قالبهاى متنوع و گوناگون ريخته است تا با مقتضيات اقليم و هوا جور آيند و با رنگ محيط هماهنگ باشند و اگر در اين تحولات، پارهاى از خصايص وجودى خود را از دست مىدهند در عوض با