عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٤ - رضايت به فعل حضرت حق
اجازه داريم نام مقدس او را ببريم و در پنج وقت به پيشگاه او به نماز بايستيم و در ماه رمضان روزه بگيريم و ... مگر برنامه كمى است؟
برنامههاى معنوى كه تأمين كننده خير دنيا و آخرت ماست، برنامه ايمان و عبادت كه ما را در قيامت از عذاب ابدى مىرهاند چقدر مهم است؟ با وجود اين برنامهها آيا عدم رضايت و دلتنگى از حضرت حق صحيح است؟!
عبدى كه از مولايش راضى نيست، بيچاره عبدى و بدبخت انسانى و فلك زده آدمى است!!
راضى به نعم حق، چه نعمت اندك باشد چه نباشد، عبدى پرارزش و بندهاى والا و انسانى بزرگوار و با كرامت است.
عبد بايد بداند كمى يا زيادى نعمتهاى مادى بر وفق مصلحت او و از اين بالاتر براى امتحان اوست.
اگر كسى در مضيقه مادى است، مصلحت او و كل جامعه اقتضا كرده كه در محدوديت از امور مادى باشد و اين عين لطف حضرت حق به اوست، نشنيدهايد كه موسى به مناجات مىرفت، مردى را ديد تا كمر به خاك فرو رفته، سبب پرسيد گفت: از شدت فقر و تنگدستى است، به خدا بگو مشكل مادى مرا حل كند، موسى در طور به او دعا كرد، درهمى چند نصيب او شد، اما او با آن چند درهم معامله بدى كرد، وقتى موسى از طور برگشت جمعيتى را در گوشهاى ديد، سؤال كرد: چه خبر است؟ گفتند: كسى مست كرده و شكم بىگناهى را دريده، چون جلو آمد ديد همان مردى است كه تا ناف در خاك فرو رفته بود!!
اگر تنگ دستى، حساب كن كه اين تنگدستى از باب لطف خدا به توست، همهجا كه وسعت و گشايش نعمت نيست، آنان كه در وسعت و گشايش به فرموده قرآن دچار طغيان و عصياناند، در نقمتاند نه در نعمت و سخت منفور و مبغوض