عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٢ - حضور قلب
خدا مىداند كه انقطاع از رسول اكرم ٦ و خروج از تحت حمايت آن سرور چه مصيبت عظيمى است و حرمان از شفاعت آن سرور و اهل بيت معظم او چه خذلان بزرگى است! گمان مكن كه بدون شفاعت و حمايت آن بزرگواران كسى روى رحمت حق و بهشت موعود را ببيند.
اكنون ببين آيا، مقدم داشتن هر امر جزئى بر نماز- كه قرة العين رسول اكرم ٦ و بزرگترين وسيله رحمت حق است- و اهمال كردن درباره آن و به آخر انداختن وقتش بدون عذر و حفظ ننمودن حدود آن، تهاون و استخفاف هست يا نيست؟! اگر هست بدان كه به شهادت رسول اكرم ٦ و ائمه اطهار : از ولايت آنها خارج و به شفاعت آنان نايل نشوى.
اگر احتياج به شفاعت آنها دارى و مايلى كه از امت رسول اكرم ٦ باشى، اين وديعه الهيه را بزرگ شمار و به آن اهميت بده؛ خداى تعالى و اولياى او از عمل من و تو بىنيازند و بدان اگر اهميت به عبادت ندهى، بيم آن است كه منجر به ترك آن شود و از ترك به جحود رسد كه در آن وقت كار تو يكسره شود و به شقاوت ابدى و هلاكت دائمى رسى.
از فراغت وقت فراغت قلب، است؛ بلكه فراغت وقت، مقدمه براى اين فراغت است و آن در حقيقت چنان است كه انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنيايى فارغ كند و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتته منصرف نمايد و دل را يكسره خالى و خالص براى توجه به عبادات و مناجات با حق كند و تا فراغت قلب از اين امور حاصل نشود، تفرغ براى او و عبادت او حاصل نگردد.
ولى بدبختى آن است كه ما تمام افكار و انديشههاى متفرقه را ذخيره مىكنيم براى وقت عبادت، همين كه تكبيرة الاحرام نماز را مىگوييم، گويى در مغازه را باز