عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٦ - حضور قلب
عبادت غافل و ساهى باشد، عبادت او حقيقت پيدا نكند و شبه لهو و بازى است.
و البته چنين عبادتى را در نفس به هيچ وجه تأثير نيست و عبادت از صورت و ظاهر به باطن و ملكوت بالا نرود، چنانچه به اين معنى در اخبار اشاره شده و قواى نفس با چنين عبادتى تسليم نفس نشوند و سلطنت نفس بر آنها بروز نكند و همين طور قواى ظاهره و باطنه تسليم اراده الله نگردد و مملكت وجود انسان در تحت كبرياى حق منقهر نشود!!
از اين جهت است كه مىبينيد، در ما پس از چهل پنجاه سال عبادت اثرى حاصل نشده، بلكه روز به روز بر ظلمت قلب و تعصى قوا افزوده مىشود و آن به آن اشتياق ما به طبيعت و اطاعت ما از هواهاى نفسانيه و وساوس شيطانيه افزون مىگردد؛ اينها نيست جز آنكه عبادات ما بىمغز و شرايط باطنيه و آداب قلبيه آن به عمل نمىآيد و الا بهنص آيه مباركه الهى نماز نهى از فحشا و منكر مىنمايد و البته اين نهى، نهى صورى ظاهرى نيست، لابد بايد در دل چراغى روشن شود و در باطن نورى فروزان گردد كه انسان را هدايت به عالم غيب كند و زاجر الهى پيدا شود كه انسان را از عصيان و نافرمانى باز دارد.
ما خود را در زمره نماز گزارها مىدانيم و سالهاى سال است كه به اين عبادت بزرگ اشتغال داريم و در خود چنين نورى نديده و در باطن چنين زاجر و مانعى براى ما پيدا نشده است، پس واى به حال ما آن روزى كه صور اعمال ما و صحيفه افعال ما را در آن عالم به دست ما دهند و گويند: خود، حساب خود را برس و ببين آيا چنين اعمالى قابل قبول درگاه است و آيا چنين نمازى با اين صورت ظلمانى مقرب بساط حضرت كبريايى است؟!
آيا با اين امانت بزرگ الهى و وصيت انبيا و اوصيا بايد اين طور سلوك كرد و اين طور دست خيانت شيطان رجيم را كه دشمن خداست به آن راه داد؟