عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣١ - عبادت عارفانه
است، روح و معنى عبادت چيز ديگر است، روح عبادت وابستگى كامل دارد به مفهومى كه عابد از عبادت دارد و به نوع تلقى او از عبادت و به انگيزهاى كه او را به عبادت برانگيخته است و به بهره و حظى كه از عبادت عملا مىبرد و اين كه عبادت تا چه اندازه سلوك الى الله و گام برداشتن در بساط قرب باشد.
ما وقتى در آيات و روايات و به خصوص در «نهج البلاغة» دقت مىكنيم مىبينيم كه تلقى حضرت على ٧ از عبادت، تلقى عارفانه است، بلكه سرچشمه و الهامبخش تلقىهاى عارفانه از عبادتها در جهان اسلام پس از قرآن مجيد و سنت رسول اكرم ٦ كلمات و عبادتهاى عارفانه على ٧ است.
چنان كه مىدانيم، يكى از وجهههاى عالى و دور پرواز ادبيات اسلامى چه در عربى و چه در فارسى، وجهه روابط عابدانه و عاشقانه انسان است با ذات احديت.
انديشههاى نازك و ظريفى به عنوان خطابه، دعا، تمثيل، كنايه، در اين زمينه به وجود آمده است كه راستى تحسينآميز و اعجابانگيز است.
در مقايسه با انديشههاى قبل از اسلام در قلمرو كشورهاى اسلامى، مىتوان فهميد كه اسلام چه جهش عظيمى در انديشهها در جهت عمق و وسعت و لطف و رقت به وجود آورده است؛ اسلام از مردمى كه بت يا انسان يا آتش را مىپرستيدند و بر اثر كوتاهى انديشه، مجسمههاى ساخته دست خود را معبود خود قرار مىدادند و يا خداى لايزال را در حد پدر يك انسان تنزل مىدادند و پدر و پسر را يكى مىدانستند و يا اهورامزدا را مجسم مىدانستند و مجسمهاش را همه جا نصب مىكردند، مردمى ساخت كه مجردترين معانى و رفيقترين انديشهها و لطيفترين افكار و عالىترين تصورات را در مغز خود جاى دادند!!
اكنون براى اين كه نوع تلقى «نهج البلاغة» از عبادت روشن شود، به ذكر