عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٤ - حضور قلب
با آنكه به تمام معنى معصوم بودند.
در هر صورت، فراغت قلب از غيرحق از امور مهم است كه انسان بايد آن را تحصيل كند و طريق تحصيل آن نيز با قدرى مواظبت و مراقبت ممكن و سهل است، بايد انسان مدتى اختيار طاير خيال را به دست گيرد و هر وقت خواست، از شاخهاى به شاخهاى پرواز كند آن را حفظ كند، پس از مدتى مراقبت، رام و آرام شود و توجه آن از امور متشتته منصرف گردد و خير و صلاح عادت او شود و فارغ البال اشتغال به توجه به حق و عبادت پيدا كند.
حضور قلب، روح و حقيقت عبادت است و بدون آن هيچ قيمتى براى عبادات نيست و قبول عبادات در درگاه حق منوط به حضور قلب است.
عن أبى جعفر وأبى عبدالله أنهما قالا إنما لك من صلاتك ما أقبلت عليه منها فإن أوهمها كلها أو غفل عن آدابها لفت فضرب بها وجه صاحبها[١].
امام باقر و امام صادق ٨ به فضيل بن يسار فرمودند: از نمازت آنچه توجه قلبت با آن بوده از آن توست، مكلف اگر تمام نماز را غلط به جا آورد، يا از آداب آن غافل گردد، آن نماز را مىپيچيند وسپس به صورت صاحبش مىزنند.
ابو حمزه ثمالى مىگويد:
حضرت سجاد ٧ را ديدم نماز مىخواند، عباى آن جناب از شانهاش افتاد، حضرت تا از نماز فارغ نشد به عبا دست نزد. پس از نماز پرسيدم: چرا به عبا توجه نفرمودى؟ فرمود: واى بر تو آيا مىدانى در حضور كه بودم؟ همانا از عبد قبول نمىشود نمازى مگر آنچه توجه قلب به آن بوده. عرض كردم: پس ما هلاك
[١] -الكافى: ٣/ ٣٦٣، باب من يقبل من صلاة الساهى، حديث ٤؛ وسائل الشيعة: ٥/ ٤٧٦، باب ٣، حديث ٧١٠٤.