عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٥ - مراتب ذكر
مراتب ذكر
براى ذكر مراتب و مراحلى گفتهاند و براى هر مرتبه از ذكر خصوصياتى وصف كردهاند.
مرتبه اول: ذكر عام است و آن ذكرى است كه فائده آن دور ساختن غفلت است و همين كه سالك غفلت را از خود دور سازد ولو به زبان ساكت باشد، ذاكر است.
مرتبه دوم: ذكر خاص است كه ذاكر در اين مقام حجاب عقل و تميز را دريده و با تمام قلب متوجه خداست.
مرتبه سوم: ذكر اخص است كه مرحله فناى ذاكر است كه ذاكر از خود فانى و به دوست باقى است.
البته يك دفعه نمىتوان وارد ذكر اخص شد، بلكه بايد از ذكر عام شروع كرد تا به توفيق الهى به مرتبه ذكر اخص رسيد و بايد دانست كه ذكر گفتن ذاكر عين توفيق الهى و عين جواب حق به ذاكر است و در حقيقت هر بار الله گفتن ذاكر عين لبيك مذكور است.
مولوى در اين زمينه چه زيبا بيان مىكند:
|
آن يكى الله مىگفتى شبى |
تا كه شيرين گردد از ذكرش لبى |
|
|
گفت شيطانش خموش اى سخت رو |
چند گويى آخر اى بسيار گو |
|
|
اين همه الله گفتى از عتو |
خود يكى الله را لبيك كو |
|
|
مىنيايد يك جواب از پيش تخت |
چند الله مىزنى با روى سخت |
|
|
او شكسته دل شد و بنهاد سر |
ديد در خواب او خضر را در حضر |
|
|
گفت هين از ذكر چون واماندهاى |
چون پشيمانى از آن كش خواندهاى |
|
|
گفت لبيكم نمىآيد جواب |
زان همىترسم كه باشم رد باب |
|