عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢٤ - توضيح ذكر از زبان عارفان
قال رسول الله ٦: من أحب شيئا أكثر ذكره[١].
رسول خدا ٦ فرمود: كسى كه عاشق چيزى است، از او زياد ياد مىكند.
تا در دل، محبت حق تعالى پديد نيايد، زبان به ذكر او حركت نكند؛ پس ذكر تبع محبت است و محبت كار دل است؛ حق تعالى چون خواهد كه ظاهرى را با باطن در دوستى شركت دهد، دوستى در باطن بنده نهد و ذكر در ظاهر پيدا كند تا ظاهر به زبان ياد مىكند و باطن به دل دوست مىدارد و چندان كه ذكر مىافزايد، دولت قربت بر درگاه حق مىافزايد.
رسول خدا ٦ به اصحاب خود فرمود:
بر شما باد كه در روضههاى بهشت بخراميد. گفتند: يا رسول الله! روضههاى بهشت كدام است؟ فرمود: مجالس ذكر[٢].
پس بر شما باد كه پيوسته ياد كننده حق باشيد، بامداد و شامگاه زبان را جز به ذكر خداوند مرانيد.
هركه مىخواهد تا بداند كه منزلت او به درگاه حق تعالى چه گونه است گو بنگر تا منزلت حق تعالى در دل او چه گونه است كه حق تعالى بندگان را چندان قدر نهد در درگاه خود كه بنده عظمت حق را دل خود نهد و آن قدر در دل به كثرت ذكر پديد آيد.
براى اين بود كه استاد ابو على دقاق گفت:
ذكر، منشور ولايت است، هركه را توقيع ذكر دادند، منشور بدو دادند و هركه را در ذكر كاهل گردانيدند، وى را معزول كردند.
[١] -كنز العمال: ١/ ٤٢٥، خبر ١٨٢٩.
[٢] -وسائل الشيعة: ٧/ ٢٢٣١، باب ٥٠، حديث ٣.