عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤٧ - مراحل مختلف شكلگيرى انسان در رحم مادر
دمى است كه در ازاى آن تا محاذات كله مىرسد و ماه سوم، دم درازتر مىشود و حال آنكه پشت، مختصر خميدگى دارد. در ماه پنجم، سر به خوبى روى گردن تازه و نو قرار مىگيرد و خميدگى پشت، كمتر مىشود.
نوزاد موقع تولد، سرش افراخته و مهرههاى كمر و پشتش راست و كشيده است و كشيدگى به همان حال باقى نخواهد ماند و پس از آنكه كودك، نشستن و راه رفتن آموخت، مجددا خميدگى ظاهر مىشود و به اين واسطه در ستون فقرات، تغييرى حاصل خواهد شد كه در تناسب اندام طفل بىتأثير نخواهد بود.
دوران ماه ششم: در ماه ششم، پلكهاى چشم كه از ماه سوم به هم متصل بود، باز و گشوده مىشود، تخم چشم در اين موقع تشكيل و از ماه هفتم مىتواند روشنايى را درك كند، مژهها و ابروها به طور كلى در ماههاى ششم و هفتم مىرويند.
جوش و دانههاى ثاليل كه مخصوص درك طعم خوراكى هاست روى زبان و سقف دهان و حلق نمو مىكنند و اين جوشها به نسبت خيلى بيشتر از مال كودكان و كهنسالان است.
عجيب است، جنينى كه نياز به خوردن و چشيدن طعم خوراكى ندارد تا اين حد مجهز و داراى اين همه دانههاى حساس مىباشد.
اينجاست كه انسان با دقت در اين اوضاع عجيب كه گوشهاى بسيار كوچك از اين عالم عظيم است، غرق در اعجاب شده و بىاختيار با تمام وجود فرياد مىزند:
«لا إله إلا الله»، «لا حول و لا قوة إلا بالله».
اينجاست كه انسان به طور واقع حس مىكند در تمام هستى جز خدا نمىبيند و جز او نمىخواهد.
و به قول فيض، آن عاشق شيدا:
|
اين جهان را غير حق پروردگارى هست نيست |
هيچ ديارى بهجز حق در ديارى هست نيست |
|
|
عارفان را جز خدا با كس نباشد الفتى |
عاشقان را غير ذكر دوست كارى هست نيست |
|
|
دل به عشق حق ببند از غير حق بيزار شو |
غير عشق حق و حق كارى و بارى هست نيست |
|
|
مست حق شو تا كه باشى هوشيار وقت خود |
غير مستش در دو عالم هوشيارى هست نيست |
|
|
اختيار خود به او بگذار و بگذر ز اختيار |
بنده را جز اختيارش اختيارى هست نيست |
|
|
گر غمى دارى بيار و عرض كن بر لطف او |
خستگان را غير لطفش غمگسارى هست نيست |
|
|
عمر آن باشد كه صرف طاعت و تقوا شود |
جز زمان بندگى ليل و نهارى هست نيست |
|
|
بى غمانى را كه جز تن پرورى كارى نبود |
بنگر اندر دستشان از تن غبارى هست نيست[١] |
|
دوران ماه هفتم: جنين با سكون و آرامش به انتظار وصول روز ولادت است و در مسير تحولاتى است كه سرانجام به آزادى آن، از آن تنگناى تاريك و رسيدن به دنياى فراختر منتهى مىشود.
هرچند دو ماه ديگر بايد در رحم مادر بماند، با اين حال در حالتى است كه به
[١] -فيض كاشانى.