عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧٢ - نعمت اعصاب
شاخههاى انتهايى ريز اعصاب، بين سلولهاى پوستى و در اطراف ساختمانهاى غددى و مجارى ترشحى غدد و در غلاف شريانى و وريدى و در پوشش انقباضى معده و رودهها، در سطح رشتههاى عضلانى و غيره وارد مىشوند، همگى اين اعصاب از سلولهايى كه در دستگاه عصبى مركزى جاى دارند و از دو زنجيره عقدههاى سمپاتيك و از تودههاى ريز عقده هايى كه در اندامها پراكندهاند سرچشمه مىگيرند.
سلولهاى عصبى، شريفترين و ظريفترين سلولهاى بدن هستند و جثه آنها درشت و بعضى از آن سلولها كه در قشر مغزى جاى دارند، هرمى شكلاند و ساختمان و اعمال پيچيده آنها هنوز بر دانشمندان جهان معلوم نگشته است!!
از بدن اين سلولها رشتههاى نازكى جدا مىشود كه بعضى بين سطح دماغ و ناحيه تحتانى نخاع را بدون قطع شدن طى مىكنند.
اين رشتههاى نازك و لطيف، بدن سلول را در اصطلاح علمى «نورون» مىگويند، نورونها به دو دسته تقسيم مىشوند: يك دسته نورونهاى گيرنده و حركتى كه تحريكات را از دنياى خارج يا اندامها مىگيرند و به عضلات هم فرمان مىدهند.
دسته ديگر، نورونهاى ارتباطى كه تعداد بىشمار آنها سبب پر كارى و پيچيدگى مراكز عصبى آدمى مىگردد، فهم ما همان طورى كه نمىتواند به عظمت جهان آفرينش پى ببرد، همين طور براى شناسايى وسعت مغز، ناتوان است.
سطح قشر مغزى چون موزاييكى از سلولهاى عصبى مفروش است و هر قسمت از آن با ناحيههاى مختلف بدن ارتباط دارد.
مثلا ناحيه جانبى مغز، حركات گرفتن، راه رفتن، صحبت كردن را اداره مىكند،