عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٧ - مدار عرفانى مكاتب الهى
و پيامبر ٦ آن را دشمنترين دشمنان خوانده.
و به معناى ديگر عبارت است از: لطيفه الهى و عنايت خداوندى و به اين معنا حقيقت و ذات انسان است و به عبارت ديگر به معناى اول، شيطانى و مذموم و به معناى دوم، رحمانى و پسنديده است.
٤- عقل
عقل كه به معناى مختلف استعمال مىشود، اهل دل اغلب آن را به معناى مدرك علوم، يعنى مترادف با معناى دوم قلب به كار مىبرند، به طورى كه ملاحظه مىشود، در بين همه اين اصطلاحات به قلب توجه بيشترى مىشود و قرآن مجيد هم همين واقعيت را تأييد مىكند؛ زيرا سلامت قلب، علت سلامت سه ناحيه ديگر و مرض آن، علت مرض آن سه ناحيه است.
قلب به معناى لطيفه روحانى و آسمانى و به نحو اجمال، آلت مهم ارتباط روحانى، قلب است؛ يعنى قلب به معرفت خدا واصل مىشود و روح كه يكى از اسرار قلب است، عاشق و مجذوب خدا مىگردد و سر كه باطن روح است به مشاهده معنوى حضرت او نايل مىشود.
عارف، در پى شناختن خداست و مىخواهد از راه اين شناخت خود را هماهنگ با اوامر او و صفات حضرتش كند و ماحصل گفتار او اين است كه انسان به وسيله حواس خود نمىتواند به معرفت الهى برسد؛ زيرا وجود مقدس او خارج از زمان و مكان و ماده است. او وجودى است نامحدود و به فهم و تصور در نمىآيد و منطق و عقل بشرى هيچ وقت از محدود نمىتواند تجاوز كند، فلسفه احول است و قيل و قال وجدان را قانع نمىكند و فكر حقيقتجو، با كلمات تهى و تكرارى، تاريك مىشود و خلاصه انسان مقيد به اسم شده از مسمى دور مىگردد.
به قول عارف، مولوى:
|
خلق اطفالند جز مست خدا |
نيست بالغ جز رهيده از هوا |
|
|
گفت دنيا لعب و لهو است و شما |
كودكيد و راست فرمايد خدا |
|
|
جنگ خلقان هم چو جنگ كودكان |
جمله بىمعنى و بىمغز و مهان |
|
|
جمله با شمشير چوبين جنگشان |
جمله در لا ينبغى آهنگشان |
|
|
جمله شان گشته سواره بر نئى |
كاين براق ماست يا دلدل پيئى |
|
|
جاعلند و خود ز جهل افراشته |
راكب و محمول ره پنداشته |
|
|
باش تا روزى كه محمولان حق |
اسب تازان بگذرند از نه طبق |
|
|
يعرج والروح اليه والملك |
من عروج الروح يهتز الفلك |
|
مدار عرفانى مكاتب الهى
مدار عرفانى كه ناشى از مكتب اصيل انبيا و امامان : است سه چيز است:
١- خداشناسى كه اصل و ريشه همه حقايق و واقعيتها است.
٢- خودشناسى، يعنى بحث در هويت و شخصيت و نفس انسانى و موضع او در عالم خلقت و ويژگىهاى او و بحث در مصالح و مفاسد انسانى.
٣- انتخاب راه صحيح به سوى كمالات، يعنى شناخت تكاليف عبادى و وظائف اخلاقى و تشخيص زندگى سالم و رفتار معتدلانه و تصفيه نفس و تزكيه آن براى وصول به سعادت و خوشى كه به ناچار در اين زمينه همه جويندگان راه به اسلام واقعى رسيده و با قدرت آن به كمالات و حقايق رسيدهاند.
عارف، معتقد است كه با آراسته شدن به علوم الهى و به كارگيرى آن و به خصوص تصفيه باطن از تمام آلودگىها، انسان به مقام كشف نايل شده و از اين راه مستقيما به معرفت خدا واصل خواهد شد، اين علم، نتيجه قيل و قال غرورزا نيست؛ بلكه پس از جهاد انسان بسته به اراده و فضل و توفيق حضرت اوست كه