عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢٧ - توضيح ذكر از زبان عارفان
انسان به اين معنى چنين گويد:
|
بالله كه يكى از خود به خود آ |
بگذر ز خودى بنگر به خدا |
|
|
جز ما و تويى كى بوده دويى |
از قول الست تا حرف بلى |
|
|
من جز تو كيم من جز تو نيم |
تو صوت ندا من رجع صدا |
|
|
با خويشتنم بىخويشتنم |
هم با تو منم هم از تو جدا |
|
|
هر لحظه زند نايى دو نوا |
يك نغمه الست يك نغمه بلى |
|
|
دارد دل من هر لحظه دو عيد |
يك عيد فنا يك عيد بقا |
|
|
عيديست سعيد لبسى است جديد |
هر لحظه مرا هر لحظه تو را |
|
|
از راه نهان در محفل جان |
گويند برو گويند بيا |
|
|
از دولت روح داريم فتوح |
شد وقت صبوح زد حى علا |
|
|
يا من هو لى سر و سرور |
يا من هو لى نور و سنا |
|
|
يا من هولى موت و نشور |
يا من هولى روح و بقا |
|
|
انسان زبون با اين رگ و خون |
بيرون و درون دارد دو سرا |
|
|
اين عالم تن آن عالم جان |
اين عين فراق آن عين لقا |
|
|
اين دام غرور آن بزم سرور |
اين كوى نفاق آن بزم صفا |
|
تداوم بر ذكر، يعنى ياد حق در همه شؤون حيات و توجه علمى و عملى به دستورات حضرت رب الارباب و هماهنگى با حقايق اصيل عالم، آنچنان انسان را از خود بىخود مىكند كه با سرا پاى وجود تسليم حضرت دوست گشته و تمام جذبههاى غير محبوب را خنثى كرده و در حوزه حيات آدمى جذبهاى جز جذبه يار باقى نمىگذارد؛ در اين حال است كه انسان موجود ديگرى مىشود و نسبت به ملكوت عالم رسانده، از گردونه كششهاى مادى خارج گشته به اعلا عليين حقايق متصل مىشود.