عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٢ - عشق و محبت ثمره هدايت
در راه خداست كه خداوند به مزد آن كوشش به عبد عطا مىكند و همان طور كه عشق و نور محبت موهبتى الهى است، اگر جمله كاينات فعاليت خود را متمركز در خاموش كردن آن كنند. از آن عاجز خواهند ماند.
عشق، بزرگترين سر و رمز الهى است و تمام مذاهب و مسالك حق و كتب آسمانى زاييده آن است و به جز بناى محبت هيچ بنايى خالى از خلل نيست.
هرچه بر بنيان عشق و محبت استوار باشد، حقيقت است و هرچه غير آن است وسوسه و قيل و قال و مايه تفرقه و جنگ و جدال است.
|
طفيل هستى عشقند آدمى و پرى |
ارادتى بنما تا سعادتى ببرى[١] |
|
با قدرت جاذبه عشق است كه عارف از قيد هستى رهايى يافته به درياى فقر و نيستى اتصال پيدا مىكند و در حقيقت مستغرق، به عالم پرارزش وصل مىشود، مقامى كه قرآن از آن تعبير به مقام قرب كرده است.
مولانا در وصف اين محبت مىگويد:
|
از محبت تلخها شيرين شود |
از محبت مسها زرين شود |
|
|
از محبت دردها صافى شود |
وز محبت دردها شافى شود |
|
|
از محبت خارها گل مىشود |
وز محبت سركهها مل مىشود |
|
|
از محبت دار تختى مىشود |
وز محبت بار بختى مىشود |
|
|
از محبت سجن گلشن مىشود |
بى محبت روضه گلخن مىشود |
|
|
از محبت نار نورى مىشود |
وز محبت ديو حورى مىشود |
|
|
از محبت سنگ روغن مىشود |
بى محبت موم آهن مىشود |
|
|
از محبت حزن شادى مىشود |
وز محبت غول هادى مىشود |
|
[١] -حافظ.