عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٩ - قلب سليم
يقينا نخستين خانهاى كه براى [نيايش و عبادت] مردم نهاده شد، همان است كه در مكه است كه پر بركت و وسيله هدايت براى جهانيان است.
دليل اين واقعيت است، همان طور كه در آيه مىفرمايد: اول خانهاى كه براى مردم بنا شد همان خانه مكه است كه جهت عبادت مردم بنا شد، وقتى اول خانه همان خانه مكه براى عبادت حق باشد، پس بايد گفت: به همين دليل اول عضوى كه در وجود ساخته شد قلب است كه خانه عشق و محبت اوست، و در حقيقت در مملكت هستى انسان اول جايى كه بنا كرد خانه مربوط به خودش بود و اعتبار و ارزش و اهميت و قدر قلب هم در همين است[١].
البته اين ارزش و اهميت، ارزش استعدادى است و ارزش بالقوه و اين براى انسان كافى نيست، آدمى بايد با توجه به معارف الهى و عمل به حدود و مقررات خداوندى، سعى كند كه صفت سلامت را براى قلب كسب كند و تا جايى بكوشد كه سلامت با قلب متحد شود و به فرموده قرآن، قلب آدمى، قلب سليم شود.
دقت كنيد كه نفرموده: قلب سالم، سلامت را به صيغه فاعل استعمال نكرده، بلكه به صفت مشبهه بيان مىكند و با اين عنوان مىخواهد بگويد: سلامت بايد با قلب يكى شود و چون صفت و موصوف با هم متحد گردند؛ زيرا از طريق آگاهى و عمل، چنين قلبى بهدست آمد، اين قلب در تمام موارد و شؤون علت تجلى نيت صادقانه است.
بدون شك بدانيد كه نيت صادقانه، از قلب مريض و دل عليل، پيدا نمىشود؛ قلب براى نيت همانند ريشه است، اگر ريشه ضعيف و ناتوان باشد، اگر ريشه فاسد
[١] -از عجايب آفرينش آنكه نخستين اعضايى كه در اين موجود تازه انشا مىشود قلب و مغز است كه به طور ساده و ابتدايى ظاهر مىگردد. رازهاى جهان آفرينش: ٣٩.