عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٧ - عبد شاكر، راضى به فعل حق
تصادف كردهايد و رانندهاى كه به شما زده دستگير شده و اينجاست، مىگويد:
كاغذ و قلمى به من بدهيد، يك رضايتنامه كامل مىنويسد و دستور مىدهد راننده را آزاد كنيد؛ زيرا من چند لحظه قبل در حرم حضرت رضا از خداوند عزيز طلب مقام رضا كردم و اين مصيبت، برق اول اين مقام جهت امتحان استعداد و ادعاى من است، اگر در همين مرحله اول زبان و دل به گله و شكايت باز كنم از بهدست آوردن اين عنايت محروم خواهم شد!!
در هر صورت، عبد شاكر كسى است كه در هر مقامى كه هست در كمال عشق و شور از وجود مقدس دوست، راضى باشد.
سالى براى زيارت عارف كامل، حضرت آيت الله حاج آقا رحيم ارباب كه از حسنات روزگار بود، به اصفهان رفتم. من زمانى خدمت اين مرد بزرگ رسيدم كه نزديك به هفت سال بود چشمش را بر اثر كهولت سن از دست داده بود، مردى در همان وقت به محضر ايشان مشرف شد و گفت: فلان آشنا از حال شما و چشم شما جويا شد، فرمود: حالم بسيار عالى است و چشمم مربوط به او نيست، محبوب من علاقه داشت هشتاد سال ببينم و اكنون مصلحت ديده بدون بينايى باشم و من صد در صد به مصلحت محبوبم راضى هستم!!
امام سجاد ٧ سراسر عمر پنجاه و هفت سالهاش به سختترين مصيبتها و رنجها گذشت، رنجهايى كه به فرموده حضرت زهرا ٣ اگر به روز روشن مىزدند تبديل به شب تاريك مىشد؛ اما در ميان اين موج سنگين حوادث و بلاها از حضرت حق دو برنامه مىخواست: طول عمر براى عبادت و زبان و دل بيدار براى شكرگزارى!!
شما اى عزيزان! در تمام لحظات در محضر مقدس خداييد، سعى كنيد فقط متوجه و بيدار او باشيد، وقتى همه چيز را تابع عشق و علاقه به او قرار داديد و غير