عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢١ - عظمت و بزرگى انسان
بيضه آن را اين عزت داده و اين خلعت بخشيده كه: خمرت طينة آدم بيدى أربعين صباحا[١].
و زرده وى را گفت: [و نفخت فيه من روحي][٢].
و هنوز اين مرغ در بيضه بود كه به همه ملائكه مقرب، خطاب رسيد كه اگرچه شما طاووسان درگاه قدسى هستيد و بر شاخسار سدره بلبلان خوش نواى [و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك][٣].
اما آدم، بيضه سيمرغ قاف عزت است و آن سيمرغ، خليفه من و سلطان شماست، پس در برابر گل او سجده كنيد كه [اسجدوا لآدم][٤] كه در او مرغ [إني أعلم ما لا تعلمون][٥] تعبيه است، تا هنوز در بيضه است سجده او غنيمت شمريد كه چون از بيضه پرواز كند، پرواز او در عالم: لى مع الله وقت لا يسعنى فيه ملك مقرب ولا نبى مرسل[٦] باشد و در دست شما در آن وقت، جز حسرت و حيرت لو دنوت أنملة لاحترقت نماند[٧] و آن وقت ورد شما اين بود:
|
آن مرغك من كه بود زرين بالش |
آيا كه كجا پريد و چون شد حالش |
|
|
از دست زمانه خاك بر سر باشم |
تا خاك چرا نكرد بر دنبالش |
|
اى ملائكه! تا اين مرغ، خاك بر دنبال دارد، شما از او بهرهمند شويد و تا خاك
[١] -عوالى اللآلى: ٤/ ٩٨، حديث ١٣٨.
[٢] -حجر( ١٥): ٢٩.
[٣] -بقره( ٢): ٣٠.
[٤] -بقره( ٢): ٣٤.
[٥] -بقره( ٢): ٣٠.
[٦] -بحار الأنوار: ٧٩/ ٢٤٣، باب ٢، حديث ١.
[٧] -المناقب: ١/ ١٧٨؛ بحار الأنوار: ١٨/ ٣٨٢، باب ٣، حديث ٨٦.