عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨١ - عشق و محبت ثمره هدايت
|
تيغ لا در قتل غير حق براند |
در نگر آخر كه بعد لا چه ماند |
|
|
ماند الا الله و باقى جمله رفت |
شاد باش اى عشق شركت سوز رفت |
|
|
خود هم او بود اولين و آخرين |
شرك جز از ديده احول مبين |
|
عشق و محبت ثمره هدايت
انسان وقتى از بركت فكر و انديشه، در خود و احوالش و در عاقبت كارش، به عروة الوثقاى هدايت متصل شد و به صحنه پرشور نبوت و ولايت با لطف الهى قدم گذاشت، تمام نيرو و قوا و استعدادهاى خود را به تصرف امر و نهى مولا در مىآورد و اين راه را با پاى جان مىپيمايد و سعى مىكند از آنچه كه دوست نمىپسندد دور بماند و هرچه را كه مولا مىخواهد انجام دهد؛ اين زمان است كه- به فرموده قرآن- درهاى بركات آسمان و زمين به روى او باز مىشود و جذبههاى خاص الهى خانه دلش را روشن مىكند و جلوه معشوق در آيينه صاف قلب و جان او باعث مىشود كه نور عشق به حق در دلش روشن شود و هر لحظه كه بر او بگذرد آتش اين عشق تيزتر و سوزندهتر گشته تا او را به مقام نيستى و فنا بكشاند و همه وجودش جلوه اوصاف و اسماى معشوق گردد.
عشق و محبت كه نتيجه هدايت است و به فرموده قرآن مجيد [يحبهم و يحبونه][١] طرفينى است، هم از جانب حق متوجه عبد است و هم از جانب عبد متوجه حق، يكى از عالىترين و مهمترين و بلكه بالاترين احوال سالك و عارف است و از مهمترين مبانى هدايت و عرفان اسلامى است.
عشق، ذاتا از مواهب الهى است نه از مكاسب بشرى؛ زيرا نتيجه كوشش عبد
[١] -مائده( ٥): ٥٤.