عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٥ - عظمت و بزرگى انسان
[و جعلنا منهم أئمة يهدون بأمرنا لما صبروا و كانوا بآياتنا يوقنون][١].
و برخى از آنان را چون [در برابر مشكلات، سختىها و حادثههاى تلخ و شيرين] صبر كردند و همواره به آيات ما يقين داشتند، پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مىكردند.
اهل عقل ديگرند و اهل ايمان ديگر، اهل يقين ديگرند و اهل عيان عين اليقين ديگر و اهل عين حق اليقين ديگرند، آنان كه تمام اين مراحل را طى كردهاند و از بيضه هستى خود به كلى خلاصى يافتهاند، اين نغمه را سرايند:
إنسلخت من جلدى كما تنسلخ الحية من جلدها فإذا أنا هو.
از پوست مادىام به در آمدم چنانچه مار از پوستش به در آيد، در اين هنگام الهى محضام[٢].
و چون در فضاى هواى، هويت پرواز كردن گيرد اين ترنم كند كه: ما فى الوجود سوى الله و چون در نشيمن وحدت ساكن شود اين ورد گويد كه: فاعلم أنه لا إله إلاالله بازماندگان بيضه وجود را از شاهبازان عالم نيستى چه خبر كه در فضاى نيستى، كدام صيد در چنگال همت مىآورند؟!
وقتى سر از بيضه وجود برآورى و به پر و بال بىخودى، پرواز كنى، در زير فراز غيرت، مرغان او را مشاهده كنى و بدانى كه:
|
مرغان او هر آنچه از آن آشيان پرند |
بس بىخودند جمله و بىبال و بىپرند |
|
|
شهباز حضرتند دو ديده بدوخته |
تا جز بروى شاه به كونين ننگرند |
|
[١] -سجده( ٣٢): ٢٤.
[٢] -تاريخ مدينة دمشق: ٥٢/ ٤١٨، با كمى اختلاف.