عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٠ - ياد حق
قدرت بىنهايت خود انسان را از بند تمام اسارتهاى مادى و روحى و نفسى و اخلاقى رهانيده به اوج قدس انسانى مىرساند.
قلب انسان، آيينهاى است كه جميع صفات الهى بايد در آن جلوه گر شود، اگر ديديد صفات ملكوتى در آن جلوه گر نيست، بدون شك بدانيد كه علتش آلودگى آيينه است و بايد كوشيد تا زنگ و غبار از صفحه آن زدوده شود و بدانيد كه تنها صيقلى كه اين صفحه پرارزش را از غبار و زنگ پاك مىكند، ياد خداست؛ زيرا او و نعمتها و محبتهاى او آدمى را وادار مىكند كه از گناهان گذشته توبه كند و در آينده در مقام ترك گناه قرار بگيرد و فرائض الهى را به جاى آورد و دائم در راه خدمت به حق و بندگان حق باشد، همان طور كه در ابتداى روايت مورد شرح درباره اثر ياد و ذكر حق حضرت صادق ٧ مىفرمايد: من كان ذاكرا لله على الحقيقة فهو مطيع ومن كان غافلا عنه فهو عاص.
كسى كه به حقيقت ياد خداست، در گردونه اطاعت از اوامر اوست و كسى كه از حضرتش غافل است، غرق معاصى است.
هنرمند واقعى آن نيست كه در مقام تكرار كتب و علوم باشد، هنرمند و مجاهد واقعى كسى است كه پس از فراگيرى علوم به خصوص علم دين، در مقام تزكيه نفس و پاكى جان و صاف كردن آيينه دل از سياهى گناهان و جهل برآيد، تا صفات حق در آن منعكس شود.
قصه پندآموز مجادله نقاشان رومى و چينى را نشنيدهايد كه هر دسته مدعى شدند كه ما هنرمندتريم.
امير مملكت براى امتحان به هر دسته اطاقى داد كه نقاشى كنند، تا از روى كار آنها قضاوت شود.
اين دو اطاق مقابل و رو به روى يكديگر بودند، دو دسته مزبور مشغول كار شدند.