عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٢ - ٤ - شك
كس كه بخواهد مىآمرزد. و هر كه به خدا شرك بياورد، مسلما گناه بزرگى را مرتكب شده است.
٤- شك
از ديگر گناهان قلب، شك است، البته شك در علوم ظاهرى چندان عيب ندارد، ولى در مسائل حقى كه حق بودنش با استدلال و برهان عقلى، يا با قرآن، يا با روايات صحيحه روشن است، شك جا ندارد و شككننده از ميدان انصاف به طور كامل دور است و اين حركت ناصواب قلب بر خلاف حقيقت عقل و فطرت و وجدان است.
يك پيامبر، براى اثبات صدق گفتارش به اذن حضرت حق داراى معجزه است، چنانچه قرآن مىفرمايد كه مرده زنده مىكند؛ كور مادرزاد شفا مىدهد؛ مرض پيسى را از بين مىبرد؛ از غيب خبر مىدهد؛ عصا به سنگ مىكوبد، از آن دوازده چشمه آب مىجوشد؛ ماه را دو نيمه مىكند؛ از دل كوه شتر زنده بيرون مىآورد؛ قطعه خاك را با دم خدايى تبديل به پرنده زنده مىكند و در آخرين مرحله قرآن را به عنوان آخرين معجزه و به عنوان معجزه ابدى ارائه مىكند، و مىگويد: با اين دلايل حقه من فرستاده خدايم. آنگاه يك انسان اين همه واقعيتهاى روشنتر از روز را ببيند و در مرز دودلى قرار بگيرد كه آيا اين انسان راست مىگويد يا نه؟!! قلب چنين آدمى واقعا مريض است و شك او در برابر حق زمينه ساز هر نوع بدبختى اوست.
راستى در برابر حق آشكار، حق بر مبناى برهان و حجت، حق فروزندهتر از آفتاب، جاى شك و ترديد است؟!