عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢٥ - توضيح ذكر از زبان عارفان
و چون كسى به راه ذكر حق سبحانه و تعالى در آمد، همه علايق از او منقطع گردد، حق سبحانه و تعالى مىفرمايد:
أنا جليس من ذكرنى[١].
من همنشين كسى هستم كه مرا همواره ياد كند.
و در مجلس او جز او را راه نبود.
ذوالنون مصرى گويد:
هركه حق را ياد كند، چنان كه حقيقت ذكر است، همه چيز در ضمن آن ذكر فراموش كند و شرفى است ذكر را كه هيچ عبادتى ديگر را نيست و آن شرف آن است كه ذكر موقت نيست و عبادات ديگر موقت است.
جبرئيل به نزديك رسول ٦ آمد و گفت:
حق تعالى سلام مىگويد و مىفرمايد: امت تو را عطايى دادم كه هيچ امت را ندادم. گفت: اين چيست؟ گفت ذكر حق تعالى در همه اوقات و در همه احوال.
ذكر بر سه نوع است:
ذكر زبان، ذكر دل، ذكر سر.
اما ذكر زبان يكى به ده است و ذكر دل را ثواب و جزا معين است، اما ذكر سر را جزا معدود نيست.
ذكر زبان را منشور اين است كه:
[فاذكروا الله كذكركم آباءكم أو أشد ذكرا][٢].
پس خدا را آن گونه كه پدرانتان را ياد مىكنيد يا بهتر و بيشتر از آن ياد كنيد.
[١] -الكافى: ٢/ ٤٩٦، باب ما يجب من ذكر الله، حديث ٤؛ مفتاح الفلاح: ٣٧١.
[٢] -بقره( ٢): ٢٠٠.