عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٠ - عبادت عارفانه
نيز از نظر اين گروه، همان مزد و اجرى است كه در جهان ديگر به صورت يك سلسله كالاهاى مادى پرداخت مىشود.
و اما اين كه هر كارفرما كه مزدى مىدهد، به خاطر بهرهاى است كه از كار كارگر مىبرد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهرهاى مىتواند از كار بنده ضعيف ناتوان خود ببرد و هم اين كه فرضا اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گيرد، پس چرا اين تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده مىشود، مسئلهاى است كه براى چنين عابدهايى هرگز مطرح نيست.
از نظر اينگونه افراد، تار و پود عبادت، همين اعمال بدنى و حركات محسوس ظاهرى است كه به وسيله زبان و ساير اعضاى بدن صورت مىگيرد.
اين يك نوع تلقى است از عبادت كه البته عاميانه و جاهلانه است و به تعبير بوعلى سينا در نمط نهم اشارات، خدانشناسانه است و تنها از مردم عامى و قاصر پذيرفته است.
تلقى ديگر از عبادت، تلقى عارفانه است؛ بر حسب اين تلقى مسئله كارگر و كارفرما و مزد به شكلى كه ميان كارگر و كارفرما متداول است، مطرح نيست و نمىتواند مطرح باشد؛ برحسب اين تلقى عبادت نردبان قرب است، معراج انسان است، تعالى روان است، پرواز روح است به سوى كانون نامرئى هستى، پرورش استعدادهاى روحى و ورزش نيروهاى ملكوتى انسانى است، پيروزى روح بر بدن است، عالىترين عكس العمل سپاسگزارانه انسان است از پديد آورنده خلقت، اظهار شيفتگى و عشق انسان است به كمال مطلق و جميل على الاطلاق و بالاخره سلوك و سير الى الله است.
بر حسب اين تلقى، عبادت پيكرى دارد و روحى، ظاهرى دارد و معنايى، آنچه به وسيله زبان و ساير اعضاى بدن انجام مىشود پيكره و قالب و ظاهر عبادت