عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢٨ - توضيح ذكر از زبان عارفان
در اين حال است كه انسان، تحرك عجيبى به سوى واقعيتها پيدا مىكند و براى پياده كردن انواع برنامههاى الهى سر از پا نمىشناسد.
در اين حال است كه سخت از معصيت بيزار شده و در انجام اعمال صالح عاشقانه مىكوشد.
در اين حال است كه از خود فانى گشته و باقى به بقاى دوست مىگردد و جز او در وجهه همت انسان نمىماند.
در اين حال است كه زن و فرزند، اهل و عيال، مال و منال، جاه و مقام و هرچه كه در ارتباط با اوست، همه را چون ابزارى براى كمك دادن به انسان جهت رسيدن به مولا مىبيند.
در اين حال است كه لحظهاى از فقيران و مسكينان و تهيدستان و بينوايان و دل شكستگان و اهل حال غافل نگشته و نمىگذارد دقيقهاى از عمرش به هدر رود.
در اين حال است كه از شنيدن گناه ديگران بر خود مىلرزد، چه رسد به اين كه خود آلوده به گناه گردد و از عباداتش لذتى مافوق تمام لذات مىبرد و چون وقت اجراى واجبات رسد از همه كس و همه چيز دست برداشته به پيشگاه حضرت دوست مىشتابد.
در اين حال است كه آثار صفات يار از او پديدار گشته و چون چشمه نوبهارى از همه جوانب وجودش خير و نيكى مىبارد.
در اين حال است كه ذاكر از ذكر و به تعبير گستردهتر عابد از عبادت مفهومى غير آنچه توده مردم به آن توجه دارند، مىفهمد.
در اين حال است كه محبوب در دل تجلى كرده و انسان در ضمير خود و در خانه پرارزش قلب خود عشقى آتشين و سوزنده نسبت به معشوق واقعى خلقت حس مىكند.