عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨١ - نعمت پوست بدن
اين فاگوسيتها يا سپورهاى كوچولو از خود زهرى ترشح مىنمايند كه ميكروبها را مىكشد، بعد آن ميكروبها را در چين و حلقههاى خود فرو مىبرند و هر كدام از اين سلول خورها مىتوانند تا بيست ميكروب را ببلعند.
كوچكترين زخم، هزارها سلول را ضايع مىكند و سلول خورها آن ضايعات را براى دفع به خارج، به كليهها مىرسانند و سعى مىكنند، جرمهاى زخم را كه حجم آنها هزاران مرتبه از جثه خودشان بزرگتر است بخورند و اگر نتوانند بلع نمايند، ترشحاتى بيرون مىدهند تا نسج و بافتهاى مجاور زخم، حل شود و محلول آن همه جرمهاى خارجى را به جلو رانده به سطح پوست مىرساند.
سلول خورها خيلى پرخور و اكولاند و به واسطه زيادخورىشان به قدرى ورم مىكنند تا بتركند و در نتيجه، لاشه آنها به چرك و خون تبديل مىشود.
بسا اتفاق مىافتد كه ميكروبها براى غلبه به سلول خورها شروع به حمله مىكنند، در اين حال براى حمايت سلول خورها و براى آنكه مبارزه و پيكار با آنها پيشرفت كند يك جريان حيرتآميز ديگرى صورت مىگيرد.
به اين نحو كه ميكروبهاى مهاجم كه تحريك شدهاند، مادهاى توليد مىكنند كه سبب نابودى خودشان مىشود.
آن جريان مهاجم كه بسيار جالب و حيرتبخش است فقط تدابير فورى انجام مىشود، ولى كار عمده پوشش زخم، تمام نمىشود.
در اين موقع سلولهاى زنده موسوم به فيبروپلاست وارد عمل مىشوند و در ميان حلقه و شبكههاى فيبرينها (همان ماده سفيد رنگ پرزدار) وارد و روى هم جمع مىشوند و براى پر كردن گودى زخم روى آن مرهم موقتى مىگذارند!!
به طورى كه سابقا ذكر شد، ميلياردها سلول بدن به وسيله دستگاه دوران خون تغذيه مىنمايند، حال كه رگهاى مويى مجاور زخم پاره و گسيخته شدهاند البته به