عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٩ - ضلالت
آثار و اعمال زيانبارى كه از افراد بشر ظهور مىكند، معلول گمراهى آنان است و ضلالت علت بدبختى و زبونى و پستى و بيچارگى انسان در دنيا و آخرت است.
انبياى الهى از مسئله ضلالت بر مردم سخت مىترسيدند و تا نقطه شهادت و جان باختن در راه الهى براى نجات مردم از گمراهى مىكوشيدند.
انسان گمراه از رحم و مروت، فتوت و جوانمردى، اصالت و معرفت، عقل و فهم، بينايى و بصيرت و حقيقت به اندازه فاصله بين مشرق و مغرب فاصله دارد؛ زيرا پرده سياه خودبينى تمام وجود او را فرا گرفته و از خدابينى و توجه به عباد خدا محروم است، او كسى غير خود را نمىداند و نمىبيند و نمىخواهد، به همين خاطر حق خدا و خلق را نديده گرفته و همه چيز را گرچه به ناحق، به سوى خود جلب مىكند.
گمراهان تاريخ، دستشان به خون انبيا و امامان : و اولياى خدا آلوده شد، اهل ضلالت در طول حيات، مال مردم را به ناحق به غارت بردند و به احدى رحم نكردند و از هيچ گناه و معصيتى به دل خود باك راه ندادند.
«نرون» به هرگونه آلودگى دست مىزند، «اسكندر» كتاب و كتابخانه و مردم و خانههايشان را به آتش مىسوزاند، «آتيلا» از دم تيغ ظلم و جنايت خود هزاران سر را از بدن جدا مىكند، «تيمور» و «چنگيز» با يورشهاى چندين ساله خود بساط حيات بىگناهان را برمىچينند، «معاويه» در حكومت غاصبانه و كم مدت خود هزارها انسان را به جرم عشق «على» مىكشد و زنده به گور مىكند، «حجاج بن يوسف» در يك چهار ديوارى هشتاد هزار مرد و زن را به جرم ايمان به خدا زندان مىكند و همه را از وسايل اوليه زندگى محروم مىكند، «يزيد» در سه سال حكومت سه جنايت واقعه كربلا، مدينه و مكه را مرتكب مىشود، «آغا محمد خان قاجار» و «نادرشاه» از سر بريده و چشمهاى درآورده منار مىسازند، «ناصر