عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦ - مالك حقيقى خداست
يوسف گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از عملى كه مرا به آن مىخوانند، و اگر نيرنگشان را از من نگردانى به آنان رغبت مىكنم و از نادانان مىشوم.
[قال رب اغفر لي و هب لي ملكا لا ينبغي لأحد من بعدي إنك أنت الوهاب][١].
گفت: پروردگارا! مرا بيامرز و حكومتى به من ببخش كه بعد از من سزاوار هيچ كس نباشد؛ يقينا تو بسيار بخشندهاى.
[هنالك دعا زكريا ربه قال رب هب لي من لدنك ذرية طيبة إنك سميع الدعاء][٢].
در آنجا بود كه زكريا [با ديدن كرامت و عظمت مريم] پروردگار خود را خواند، گفت: پروردگارا! مرا از سوى خود فرزندى پاك و پاكيزه عطا كن، يقينا تو شنواى دعايى.
[إن الله ربي و ربكم فاعبدوه هذا صراط مستقيم][٣].
يقينا خدا پروردگار من و پرودگار شماست؛ پس او را بپرستيد، اين است راه راست.
[و قل رب اغفر و ارحم و أنت خير الراحمين][٤].
و بگو: پروردگارا! [مرا] بيامرز و [بر من] رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى.
[١] -ص( ٣٨): ٣٥.
[٢] -آل عمران( ٣): ٣٨.
[٣] -آل عمران( ٣): ٥١.
[٤] -مؤمنون( ٢٣): ١١٨.