عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٤ - عظمت و بزرگى انسان
لاجرم از صد هزار آدمى، يكى را «آنهم در صورت خواست خودش و تسليم بودنش در برابر حق و دورىاش از گناه» از مقام بيضگى نظر عقلى به كمند جذبه عشق، توفيق تسليم تصرفات مرغان انبيا و اوليا كرامت افتد.
و اى بسا بيضه كه در مقام تسليم به كوچكترين حركتى از زير پر و بال قبول نبوت و ولايت به در افتد و استعداد بيضگى را باطل كرده و به مرتبه مرغى نرسيده، تا چه رسد بدان بيضه كه خود دولت تسليم نيافته و در مقام تسليم تا به صبر و سكون در تصرف پر و بال اوامر و نواهى شريعت و طريقت قدم برنداشته، تا در مدت معلوم معين در زرده روحانى مرغ، ولايت پيدا آيد و تا از دورخ ظلمانى هستى بيضگى، خلاصى نيابد به بهشت نورانى هستى مرغى نرسد كه: [و جزاهم بما صبروا جنة و حريرا][١].
و تا در مقام هستى، مدتى صبر ننمايد، در تسليم تصرفات احكام ازلى كه: [... اصبروا و صابروا ...][٢] وجود مرغى، كمال نيابد كه به منقار همت، پوست وجود آفرينش براندازد و از خود بزايد تا در عالم ملكوت پرواز كند كه بزرگان گفتهاند:
لم يلج ملكوت السماوات والأرض من لم يولد مرتين.
آن كس كه دو بار زاييده نشود وارد ملكوت آسمانها و زمين نگردد.
آنان كه اين پوسته شكستند و صبر و تسليم محض در برابر احكام الهى پيشه خود كردند و با پر و بال بىخودى پرواز كردند، رهبران عالم حقيقت شدند و اجازه دستگيرى از فرزندان آدم يافتند:
[١] -انسان( ٧٦): ١٢.
[٢] -آل عمران( ٣): ٢٠٠.