عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٧ - باب ٦ در بيان شكر
|
تماشا در تماشا باشد آن را |
كه در دل، ديده بيدار دارد |
|
|
چه پروا دارد از تاريكى زلف |
كه از شمع رخش انوار دارد |
|
|
دو روزى فيض را مهلت ده اى عمر |
دلش با عشق بازى كار دارد[١] |
|
براى ايجاد شدن يك نفس، مىدانيد بايد چه نعمتهاى عظيمى به كار بيفتد، تا انسان بتواند يك نفس راحت بكشد.
زمين بايد به دور خورشيد بگردد تا فصلها مهيا شود، به دور خود بگردد تا شب و روز به وجود آيد، آفتاب بايد بر زمين بتابد، تا قسمتى از آبها تبخير گردد، تا گياهان و درختان برويند، تا موجودات زنده به حيات خود ادامه دهند، تا ميكروبها و ويروسهاى مضر، نابود شوند، تا عمل كربنگيرى به وسيله هزاران ميليارد گياه و درخت انجام گرفته، اكسيژن زمين تأمين گردد، تا بين اكسيژن و ازت، تعادل حاصل شود و پس از آن ميلياردها سلول در بدن بايد فعاليت هماهنگ كنند، تا دستگاه تنفس بتواند كار كند تا بشود يك نفس كشيد، شما تفصيل اين فعل و انفعالاتى كه يك هزارمش گفته نشد اگر بخواهيد در كتب مربوط ببينيد، بايد يك كتاب خانه عظيم را از اول تا آخر مطالعه كنيد تا ماهيت يك نفس كشيدن براى شما روشن شود، آنگاه به اين معنى پى مىبريد كه براى هر نفس، ميلياردها نعمت به كار گرفته مىشود، پس براى يك نفس، ميلياردها شكر لازم است و براى هر شكرى نيز شكرى واجب و در اين آفرينش كدام قدرت است كه از عهده شكر آن حضرت برآيد؟
ما اگر بخواهيم نسبت به مسئله شكر حق، انصاف دهيم، بايد بگوييم: نسبت به يك نعمت حق كه به نظر ما ساده مىآيد، اداى شكر نكرده و حقى بهجا نياوردهايم.
[١] -فيض كاشانى.