عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢٦ - توضيح ذكر از زبان عارفان
ذكر سر را طراز اين است كه:
[فاذكروني أذكركم][١].
پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم.
ذكر به زبان هركس را باشد، اما ذكر به دل خاص است، جز به خاصگى ندهد.
اولياى الهى دائم با هر سه ذكر همراهاند، آنچه از زبان آنان جارى شود، حتى در سخن گفتن با مردم عين ذكر است؛ زيرا آنان سخن جز به حق نگويند و اينگونه ذكر زبان، شعاعى از ذكر دل است و ذكر دل هم چون تبعى از ذكر سر.
ذكر دل كه به دنباله ذكر سر است، عزى عظيم دارد.
پيامبر بزرگ اسلام ٦ مىفرمود:
خير الذكر الخفى وخير الرزق ما يكفى[٢].
بهترين ذكرها، ذكر پنهان است و بهترين رزقها رزقى است كه انسان را از هر جهت كفايت كند.
و ذكر پنهان ذكر به دل است و دل ذاكر دلى است كه به حقيقت تجلى گاه انوار اوست و از هر آلودگى پاك است.
اما در ذكر سر كه بالاترين ذكر است، ذاكر با تمام وجود فانى در مفهوم و مصداق ذكر است. ابن العطار را پرسيدند كه ذكر با اسرار چه كند؟ گفت: ذكر آفتابى است كه چون از برج سرى برآيد، آثار بشريت را در ذاكر بسوزد، تا همه عظمت و جلال مذكور ماند.
عارف سوخته جان، حاج ميرزا حبيب الله شهيدى خراسانى در توجه دادن
[١] -بقره( ٢): ١٥٢.
[٢] -مجموعة ورام: ٢/ ٣١.