عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٧ - ٧ - عجب
و خلق خدا را به انواع شكنجهها مبتلا مىكردند!!
آيا اعمال نيك آنان را جز بر ريا و پوششى بر جناياتشان به چيز ديگرى مىتوان حمل كرد؟ قلب اگر از ريا خالى نباشد، انسان نمىتواند عمل واقعى و باارزش داشته باشد و نمىتواند در پيشگاه حق داراى مقام بندگى باشد، پاكى عمل و ارزش آن بستگى به قلب سالم از ريا دارد و انسان بىريا از بسيارى گناهان در امان و مصونيت است.
بسيارى از مردم هستند كه در تمام جوانب زندگى زياد زحمت مىكشند و خيلى كار خير مىكنند، اما چون زحمات آنان آلوده به ريا است، براى زحمات و كوشش آنان عاقبتى نخواهد بود و قرآن مجيد آنان را از زيانكارترين مردم مىداند:
[قل هل ننبئكم بالأخسرين أعمالا\* الذين ضل سعيهم في الحياة الدنيا و هم يحسبون أنهم يحسنون صنعا][١].
بگو: آيا شما را از زيانكارترين مردم از جهت عمل آگاه كنم؟\* [آنان] كسانى هستند كه كوششان در زندگى دنيا به هدر رفته [و گم شده است] در حالى كه خود مىپندارند، خوب عمل مىكنند.
٧- عجب
ديگر از گناهان قلب، عجب است؛ عجب، كار نيك را از خود ديدن و كار خود را بزرگ شمردن و خويش را صاحب حق ديدن است.
عجب، خود بزرگ بينى و بىعيب دانستن خود و خود را از همه برتر انگاشتن است.
[١] -كهف( ١٨): ١٠٣- ١٠٤.