عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٦ - عبد شاكر، راضى به فعل حق
نبايد چشم و گوش بسته زندگى كرد، ما از اداى شكر يك نعمت او عاجزيم، چه رسد به اين همه نعمت كه در آن غرقيم، مانند نعمت سلامتى، شنوايى، بينايى، چشايى، گردش خون، ضربان صحيح قلب، دست و پا و عقل سالم؛ انسان نبايد براى نبود يك لقمه نان كه گاهى براىامتحان و رشد انسان از آدمى منع مىشود زبان به شكايت باز كند، اگر هم شكايتى داريد، شكوه و گله را به پيشگاه با عظمت خود او ببريد، نه اين كه از حضرت او نزد ديگران گله كنيد.
سعى كنيد به حقيقت از جناب دوست راضى باشيد، رضايت شما صرف ادعا نباشد، او شما را در اين ادعا امتحان خواهد كرد، مواظب باشيد در امتحان شكست نخوريد، مصائب و بلاها گاهى عطاى اويند، مانند مصائب و بلاهايى كه در مقام امتحان و ابتلاء، انبيا و اوليا كشيدند، آن بزرگواران كه آن همه مصيبت و بلا ديدند، به خاطر دين و به حركت آمدن فرهنگ الهى و رشد و كمال خودشان بود، آنان در عين آن همه مصائب و در شدت ابتلا و سختى به حضرت دوست فقط يك كلمه گفتند: و آن اين بود: إلهى رضا بقضائك.
عبد شاكر، راضى به فعل حق
يكى از شاگردان با معرفت عارف ربانى، الهى قمشهاى نقل كرد: آن جناب سفرى به آستانه بوسى عبد راضى حضرت رضا ٧ به مشهد مشرف شد.
شبى در حرم حضرت رضا عرضه مىدارد: يابن رسول الله! شما داراى مقام رضاى كامل هستيد، از حضرت حق بخواهيد ذرهاى از اين مقام به اين فقير عنايت كند.
وقتى از حرم خارج مىشود، ماشينى در خيابان به او مىزند، وقتى چشم باز مىكند خود را روى تخت بيمارستان مىبيند، سؤال مىكند: چه شده؟ مىگويند: