عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٨ - نعمت اعصاب
و جريان تمام اعضا و اجزاى بدن به مغز خبر مىرساند.
اگر اين وسايل ارتباط و مخابرات وجود نداشت در بدن انسان و سلولهاى آن يك حالت بىنظمى و اغتشاش ايجاد مىشد.
زبان كه مزه خوراكىها را معلوم مىكند، داراى سه هزار برآمدگى است كه هريك به وسيله عصب مخصوص به مغز متصل مىشوند.
طرز كار اين اعصاب هنوز به درستى كشف نشده، گويا جزيى از ماده خوراكى در آن برآمدگىها قرار مىگيرد و مانند فيشهاى برق كه جريان الكتريسيته را از محلى گرفته به نقطه ديگر وصل مىكند، برق آسا تحريك شده به مغز مىرسانند و در يك لحظه مغز، طعم و مزه خوراكى را تشخيص مىدهد.
گوش، داراى يكصد هزار سلول شنوايى است و در قسمت داخلى گوش، عصبهاى بسيار ريزى وجود دارد كه ارتعاش صوت را به طور مخصوصى مىگيرند و مانند ساقههاى گندم كه با وزش باد موج مىزنند اعصاب مذكور هم لرزش يافته جريان صوت در آنها حادث مىشود كه ابتدا خيلى ضعيف و فورا به چندين هزار برابر تقويت گشته و هنگامى كه آن اصوات به مركز دماغ مىرسند مانند نتهاى موسيقى، منظم و رسا مىباشند و با آنكه اصوات مخلوطى از صداهاى آنى و فورى است با وجود اين به سرعت درك مىكنيم كه صدا از جانب دوست يا خويشاوند يا بيگانه است و به اين نحو صداها را از داخل مغز به وسيله گوشهايمان به كمك آن اعصاب مىشنويم.
چشم، هر چشم داراى صد و سى ميليون اعصاب گيرنده نورى است كه تأثير و انفعالات نور را به مغز منتقل مىكند، شاخ و برگهاى درخت و گل و گياه را چشم تشخيص مىدهد، ولى زيبايى آنها را مغز نمايش مىدهد.
گاهى اعصاب بينايى طور ديگر جلوه گر مىشوند، موقعى كه در تاريكى غفلتا