عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٨ - ياد حق
|
تيغ ببارد اگر بر سرشان شاكرند |
برق بسوزد اگر خرمنشان خرمند |
|
|
انجمنى كردهاند خيل سماواتيان |
بى لب و كام و زبان هم نفس و همدمند |
|
|
«روشن» از اين در متاب رخ كه گدايان او |
رنج تو را راحتند زخم تو را مرهمند |
|
اگر گفته شود كه ياد حق و ذكر دوست آن هم ياد به قلب و ذكر به دل اساس تمام واقعيتها و ريشه تمام كمالات و علت العلل حركت انسان در قوس صعود است، چيزى به گزاف گفته نشده و سخنى خارج از حد حقيقت بيان نگرديده است.
ياد حق، نوريست كه در سايه آن نور، انسان به اين معنى مىرسد كه در اين عالم آزاد نيست و عبث و بيهوده آفريده نشده و تنها براى مصرف كردن نعمتها و لذت بردن و تمام كردن عمر و مردن به دنيا نيامده است.
ياد حق نوريست كه مبدأ و منتها را به انسان مىشناساند و عظمت روح انسانى را به انسان نشان مىدهد و اهداف را روشن مىكند و آدمى را به بارگاه پر فيض نبوت و امامت و پس از آن به بساط پر بركت عبادت و اطاعت از مولاى عالم و آدم مىكشاند.
اگر خود را وادار به ياد حق كنيد و از طريق دل، غرق در درياى ذكر شويد، حال ديگرى غير آنچه داريد به شما دست مىدهد و به راه و روشى غير آنچه داريد، قرار خواهيد گرفت.
شما براى ايجاد ياد الله در خانه قلب و بهره گرفتن از اين ياد و از اين ذكر، ذكرى كه به فرموده قرآن از همه عبادات حتى از نماز بزرگتر است [و لذكر الله أكبر][١] احتياج به مقدماتى داريد و در رأس آن مقدمات، ترك گناهان صغيره و كبيره است.
زيرا گناه، تيرگى و آلودگى و ظلمت و سياهى است و چون اين پرده ظلمت
[١] -عنكبوت( ٢٩): ٤٥.