عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٧٨ - حال انسان در هنگام ذكر
الوثقاى هدايت برندار و با دنيا به عنوان مزرعه آخرت معامله كن، عمر خيلى زودگذر است، برزخ و قيامت با تو هيچ فاصلهاى ندارند، دنيا هم مانند آخرت، محضر خداست و تو ببين در اين محضر در چه حالى و در چه كارى؟ مواظب باش خود را به آنچه از جانب حضرت حق از امر و نهى و وعده و وعيد، مأمور نيستى، مشغول نكنى كه اين شغلى است شيطانى و عاقبتى جز حسرت و پشيمانى و ضرر و خسارت ندارد. عمر را در گردونه اجراى اوامر و كنارهگيرى از محرمات و توجه به آنچه كه به آن وعده بهشت داده شده و خوددارى از آنچه كه به آن وعده عذاب داده شده، مصرف كن.
به قول عارف با سوز، الهى قمشهاى رحمه الله:
|
برخيز شبى هنگام سحر |
بخروش دمى با ديده تر |
|
|
آهى كش و ساز آهنگ سفر |
بشتاب دلا در راه وفا |
|
|
از خواب گران بردار سرى |
با سوز نهان با چشم ترى |
|
|
شمعى بفروز جانا سحرى |
ميكن سفرى تا ملك بقا |
|
|
يك عمر شدى سرمست غرور |
مىنوش شبى از جام طهور |
|
|
كز خاك رسى در عالم نور |
بخرام برون زين شهر فنا |
|
|
غافل منشين ديوانگى است |
در راه شدن فرزانگى است |
|
|
دزد ره عشق چون خانگى است |
منديش زكس جز نفس و هوا |
|
|
در حضرت دوست گر بنده شوى |
از مهر رخش تابنده شوى |
|
|
خورشيد صفت رخشنده شوى |
اى ظلمتى از انوار هدا |
|
|
صياد ازل در عالم تن |
در نه قفس اين چرخ كهن |
|
|
بربسته كنون باب و پر من |
سازد زكرم اين مرغ رها |
|
|
از دام جهان آزاد شوم |
خاك در آن صياد شوم |
|