عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٧ - حضور قلب
و آيا نمازى كه معراج مؤمن است و قربان متقيان شمرده شده، چرا بايد ما را از ساحت مقدس او تبعيد و از درگاه قرب دور كند؟!
آن روز آيا جز حسرت و ندامت و بيچارگى و بدبختى و خجلت و شرمسارى چيزى نصيب ما مىشود؟ حسرت و ندامتى كه در اين عالم شبيه ندارد، خجلت و شرمسارى كه نظيرش را تصور نمىتوانيم كرد.
حسرتهاى اين عالم هرچه باشد، مشوب به هزار طور اميدها است و شرمسارىهاى اين جهان سريع الزوال است، به خلاف آنجا كه روز به روز فقط حسرت و ندامت است، چنانچه حق فرمايد:
[و أنذرهم يوم الحسرة إذ قضي الأمر][١].
و آنان را از روز حسرت- آن گاه كه كار از كار بگذرد- بترسان.
آنجا امر گذشته قابل جبران نيست و عمر تلف شده را نمىتوان برگرداند.
اى عزيز! امروز روز مهلت و عمل است، انبيا آمدند و كتابها آوردند و دعوتها نمودند، با اين همه تشريفات و اين همه تحمل رنج و تعب كه ما را از خواب غفلت بيدار و از سكر طبيعت هشيار كنند و ما را به عالم نور و نشئه بهجت و سرور رسانند و به حيات ابدى و نعمتهاى سرمدى و لذتهاى جاودانى متصل نمايند و از هلاك و شقاوت و نار و ظلمت و حسرت و ندامت رهايى دهند.
تمام اينها براى ماست، آن ذوات مقدسه احتياجى به ايمان و اعمال ما نداشتند، با اين وصف در ما هيچ اثرى نكرد و شيطان، مسامع قلب ما را چنان گرفته و سلطنت بر باطن و ظاهر ما چنان پيدا نموده كه هيچيك از مواعظ آنها در ما اثر نكرده، بلكه هيچيك از آيات و اخبار به گوش قلب ما نرسد و از ظاهر گوش
[١] -مريم( ١٩): ٣٩.