عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٧ - ضلالت
|
نگردد كم ز الطافت الهى |
پذيرى گر گدايى گاه گاهى |
|
|
نوازش كن كه من محتاج نازم |
سراپا من تو را غرق نيازم |
|
|
به احسانت روانم زنده گردان |
مرا در عشق خود پاينده گردان |
|
|
بگير از لطف خود اى دوست دستم |
كه من از عشق تو مخمور و مستم |
|
|
اگر گويى مرا اى بنده من |
رود تا عرش اعلا خنده من |
|
|
هر آن كو با تواش پيوند باشد |
هميشه دل خوش و خورسند باشد |
|
|
الا اى آنكه مسكين را پناهى |
برونشآور از چاه تباهى |
|
در هر صورت به فرموده امام صادق ٧ در جمله دوم روايت، طاعت حق علامت هدايت است و كسى كه آلوده به گناه است، از حبل الله هدايت جداست و اصل و ريشه هدايت هم ذكر است، ذكر به آن صورتى كه در طول نوشتار معنا شد.
ضلالت
تخلف از دستورهاى حق كه در قرآن مجيد و سخنان انبيا و ائمه : منعكس است، علامت گمراهى و ضلالت است.
ضلالت و گمراهى ناشى از غفلت انسان از حق و عاقبت زندگى و از نتيجه گناهان و معاصى است.
ضلالت و گمراهى معلول غرور و كبر و خودبينى و خودخواهى و برترى جويى انسان نسبت به عباد حق است.
انسان وقتى تمام ميل و خواسته خود را به جانب دنيا برگرداند و ميدان زندگى را به دست هواى نفس بدهد و راه جولان غرائز و اميال و شهوات را باز بگذارد، به ضلالت و گمراهى دچار شده و به تاريكى گناه فرو مىرود.