اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٣٨٠ - مالك يوم الدين
و از گردش بازايستد. شتاب زده سرها را بالا دارند بگونهاى كه از جائى كه بدان مىنگرند چشم بر ندارند و دلهايشان تهى است.
و در كافى از امام زين العابدين ٧ روايت شده كه آن حضرت فرمود حديث كرد مرا پدرم كه آن حضرت از پدرش امير المؤمنين ٧ در هنگامى كه براى مردم سخن مىگفت شنيده بود كه مىفرمود: آنگاه كه روز قيامت فرارسد خداوند مردمان را از گورهايشان برانگيزاند لختوعور، بر صحنه واحدى، درحالىكه نور آنها را ميراند و ظلمت آنها را گرد آورد. تا اينكه بر عقبهاى در محشر بايستند كه ديگر آنها را از رفتن بازدارند، آنان ازدحام كنند بگونهاى كه بعضى سوار بعضى ديگر شوند، و از شدت فشار به نفس نفس افتند و عرق از سر و روى آنها جارى شود و صحنه آنچنان بر آنها تنگ آيد كه فرياد آنها به ناله و آه بلند شود. امام ٧ فرمود اين اولين هول از احوال قيامت است، بعد فرمود:
در اين هنگام ذات ذو الجلال در سايهاى از ملائكه از فوق عرشش مشرف مىشود و به ملكى از ملائكه دستور مىدهد كه فرياد بر آورد اى گروه خلايق گوش فرا دهيد، جملگى نداى او را بشنوند و ساكت شوند و چشمها فروخوابانند و بند بند وجودشان به لرزه درآيد و دلها به طپش افتد و سرها را بلند نموده ببينند صدا از كجا است. امام فرمود اين زمان است كه كافر مىگويد: اين است آن روز مشكل. بعد فرمود در اين هنگام از پيشگاه جبار تعالى خطاب مىرسد منم اللّه كه خدائى جز من نيست، منم حاكم بعدل، آنكه بر كسى ستمى روا نمىدارد، امروز بعدل و قسط خود بين شما داورى كنم و بر احدى ستم نخواهد رفت،